آنچه از اعضاى بدن كه از خون آفريده شده در صورت جدا شدن و رخنه يافتن ، رويش مىيابد و به مانند خود پيوند مىخورد ، مانند : « گوشت « . « 1 »
هر عضوى كه از خونى متولد شده كه هنوز نيروى منى در آن باقى است تا زمانى كه به دوره منى نزديك است ، در صورت فقدان از قدرت باز سازى و رويش مجدد برخوردار مىباشد مانند : دندان شيرى در كودكان ولى هرگاه مزاج ديگرى بر آن خون چيره گردد « 2 » ديگر آن قدرت باز سازى و رويش را نخواهد داشت .
تقسيم اعضا به اعتبار مبدأ عصب
و نيز مىگوييم : اندام حسى و حركتى بدن « 3 » ) به لحاظ منشأ عصب ) دو گونه است :
1 . گاه منشأ حس و حركت در اعضاى حسى و حركتى بدن ، تنها يك عصب مىباشد « 4 » ؛
2 . گاه منشأ متعدد است و براى هر يك از نيروى حس و حركت ، عصب جداگانهاى مىباشد . « 5 »
منشأ رويش پردههاى احشايى
منشأ رويش همه پردههاى پوشاننده احشا « 6 » يكى از دو غشاى آسترى سينه « 7 » و شكم « 8 » مىباشد .
هامش
( 1 ) گوشت بافتى مرطوب دارد ، و خون كه ماده مولد آن است پيوسته موجود مىباشد ، لذا از قدرت ترميم پذيرى خوبى برخوردار است بر خلاف استخوان .
( 2 ) مانند : مزاج پيران كه سردى و خشكى بر آنان چيره گرديده است ، با اين حال گاه ديده شده كه برخى از آنان دندان درآوردهاند ، با اين كه رويش دوباره دندان در سن پيرى به لحاظ ناتوانى نيروى مصوّر و تغيير مزاج خون بهطور عادى امكان پذير نمىباشد لذا مىگوييم آنچه مشاهده مىگردد از خلقت كامل برخوردار نبوده و دندان حقيقى شمرده نمىشود .
( 3 ) اعضاى بدن ، گاه نه حس دارد و نه حركت مانند : استخوان ، گاه فقط حس دارد مانند : گوشت حساس ، گاه فقط حركت دارد مانند : وتر ، گاه هم حس دارد و هم حركت ، اين تقسيم ناظر بر اين قسم اخير مىباشد .
( 4 ) در شروح قانون مانند شرح آملى ، ص 185 از عصب لامسه ( پوست ) نام برده شده كه فقط يك عصب ، حس و حركت آن را به عهده دارد . در آناتومى اسنل از عصب واگ ( اعضاى مرتبط به عصب واگ ) كه مخلوطى از الياف حسى و حركتى مىباشد ، مىتوان نام برد .
( 5 ) مانند « عضلات » كه براى حس و حركت آن عصب جداگانه مىباشد .
( 6 ) احشا در تعبير اطبّا به اعضايى كه درون قفسه دندهاى بدن جا گرفته اطلاق مىگردد و آن شامل احشاى فوقانى ( اعضاى تنفسى ) و احشاى تحتانى ( اعضاى گوارشى ) مىشود .
( 7 ) غشاى آسترى دندهها و سينه همان پرده جنب است كه پردهاى نازك و از بافتى عنكبوتى برخوردار مىباشد ، و از استخوان ترقوه تا غضروف خنجرى ( انتهاى جناغ سينه ) امتداد مىيابد تا همه اعضاى سينه را چون آسترى در برگيرد ، در خلاصه آناتومى اسنل پردههاى جنب ( پلورا ) را شامل هر دو لايه جنب احشايى و جنب جدارى مىداند .
( 8 ) پرده صفاق پوشاننده احشاى تحتانى ( شكم ) مىباشد .