سودايى كه در طحال ذخيره شده ، آن بخش از سودايى است كه خون از آن مستغنى مىباشد ، و براى آن دو جنبه ، ضرورى و انتفاعى ، تصور مىشود . ضرورت آن يا به ملاحظه همه بدن - يعنى پاكسازى بدن از سوداى اضافى « 1 » - مىباشد ، و يا به ملاحظه عضوى در بدن - يعنى تغذيه طحال - است . اما منفعت در ذخيره سازى سوداء ، زمان ترشّح آن به سوى دهانه معده است ، و اين منفعت به دو چيز تحقق مىيابد :
1 . تقويت ، استحكام بخشى و زمخت گرداندن دهانه معده ؛
2 . قلقلك در دهانه معده به واسطه ترشى سوداء « 2 » و برانگيختن حس گرسنگى و اشتهاى به غذا .
بدانيد كه صفرايى كه به زهره سرازير مىشود آن مقدار از صفراست كه خون از آن بىنياز مىباشد ، و صفرايى كه از زهره فرومى ريزد ، آن مقدارى از صفراست كه زهره از آن بىنياز مىباشد ، همچنين سودايى كه به طحال مىريزد آن چيزى است كه خون از آن بىنياز مىباشد و سودايى كه از طحال ترشح مىگردد ، آن چيزى است كه طحال از آن بىنياز مىباشد .
همان گونه كه صفراى مرارى ( در كيسه صفراء ) نيروى دافعه را از پايين تحريك مىكند ، سوداى طحالى ( در طحال ) نيز نيروى جاذبه را از بالا بيدار مىگرداند ؛ فتبارك اللَّه أحسن الخالقين و أحكم الحاكمين .
سوداى غير طبيعى
سوداى غير طبيعى سودايى است كه به روش رسوب و ته نشين شدن خون ، به دست نمىآيد ، بلكه توليد آن به فرايند خاكستر شدن و سوختن است ، چرا كه اجسام ترِ آميخته با عنصر زمينى به دو روش ، عنصر زمينى از آن جدا مىگردد :
هامش
( 1 ) در صورت انتشار سوداء در بدن ، بيمارىهاى سوداوى مانند يرقان سياه ( سندى ) به وجود مىآيد .
( 2 ) سوداى ذخيره در طحال ، نضج مىيابد و بر ترشى آن افزوده مىگردد .