تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
بدن نيز كمتر مىباشد و پيمودن مرحله انتهايى بيمارى تا به مرگ به كندى انجام مىپذيرد ، « 1 » ولى در گداختن و نضج يافتن و پذيرش دوا ، بسيار سركش « 2 » مىباشد « 3 » ؛ اين بود اصناف خلطهاى طبيعى و زايد غير طبيعى . جالينوس مىگويد : كسانى كه مىپندارند خون ، تنها خلط طبيعى بدن است ، و ديگر خلطها زايد بوده و مورد نياز بدن نمىباشند ، در اشتباه مىباشند ، زيرا اگر اين چنين بود و خون به تنهايى همه اندام بدن را تغذيه مىنمود ، بايد همه آنها در مزاج و هيأت با يكديگر شباهت داشته باشند ، و نبايد استخوان محكم‌تر از گوشت باشد ، مگر به اين علت كه خونِ تغذيه كننده آن ، خونى آميخته با گوهر سفت سوداوى بوده باشد ، و مغز از آن نرم‌تر نباشد مگر به اين علت كه خونِ تغذيه كننده آن ، خونى آميخته با گوهر نرم بلغمى بوده باشد ؛ و علاوه بر اين دليل ، شما خون را پيوسته آميخته با اخلاط ديگر مشاهده مىكنيد نه به تنهايى ، ( و اين آميختگى ادامه دارد تا ) هنگام خارج كردن و قرار دادن خون در ظرف آزمايش ، پس در اين زمان است كه جدايى خون از آنها را مىبينيم ، و بخشى همانند كف ، و آن صفراء و بخشى همانند سفيده تخم مرغ ( نپخته ) ، و آن بلغم و بخشى همانند رسوب و دُردى و آن سوداء ، « 4 » و بخشى نيز آبكى و آن آبى است كه زايد آن به ادرار از بدن دفع مىگردد . و آب از خلطها شمرده نمىشود ، زيرا آب چيزى است كه نوشيده مىشود ولى در فرايند تغذيه بدن قرار نمىگيرد ، و تنها نياز بدان به جهت رقيق كردن غذا و عبور دادن آن
هامش
( 1 ) به دليل غلظت ماده كه باعث انتشار كند آن در بدن مىگردد . ( 2 ) اين نيز به دليل غلظت و خشكى ماده مىباشد كه در برابر دارو از خود مقاومت نشان مىدهد . ( 3 ) افزايش سوداء در بدن باعث بروز بيمارىهاى سوداوى بويژه بيمارىهاى اعصاب و روان مانند ماليخوليا مىگردد . سوداى غير طبيعى نيز باعث بروز طيف وسيعى از بيمارىها مىگردد : ( سوداى صفراوى ) سوداى سوخته از صفراء ، بسيار ناپسند و باعث بروز تب ربع زودگذر ، زخم‌ها و ورم‌هاى بدخيم و جذام و نوعى ماليخوليا كه شخص جهنده ، خشمناك و كشنده مىگردد . ( سوداى بلغمى ) سوداى سوخته از بلغم ( رقيق و غليظ ) باعث تب‌هاى بلغمى ، تب ربع ديرپا ، زخم‌هاى ديرپا و ماليخولياى كه شخص خيره و ابله و خواب آلود گردد . ( سوداى دموى ) سوداى سوخته از خون از ديگر اقسام بهتر باشد و باعث ماليخوليايى كه شخص خندان و آواز خوان باشد . ( سوداى سوداوى ) سوداى سوخته از سوداء ( رقيق و غليظ ) به غايت ناپسند ، رنگ تيره ، ترش و تيز باشد باعث بروز زخم‌هايى كه بهبودى ندارد و ماليخولياى آن خوب نگردد . ( برگرفته از هداية المتعلمين ، ص 36 ) ( 4 ) خون نيز به سرعت رسوب نموده ( مرده ) و به سوداء تبديل مىگردد .