تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
ب . خون غير طبيعى ، و آن دو گونه تحقق مىيابد : 1 . خونى كه به خودى خود ، و بدون آميختگى با چيزى ( خلطى ) ، از مزاج شايسته خود تغيير يافته است ، مثلًا مزاج آن سرد يا گرم گرديده است . 2 . خونى كه به سبب آميختن با خلط ناپسند « 1 » در مزاج طبيعى آن ، تباهى به وجود آمده است ، اين قسم نيز بر دو گونه مىباشد : الف . خلط تباه از بيرون خون ، نفوذ نموده و باعث فساد خون گرديده است . ب . خلط تباه از خود خون به وجود آمده ؛ مثلًا اندكى از خون متعفن شده در نتيجه بخش لطيف آن ( متعفن ) ، صفراى غير طبيعى گرديده و بخش غليظ آن ، سوداى غير طبيعى ، « 2 » و هر دو يا يكى از آن دو در خون باقى مانده و باعث فساد خون گرديده است . اين نوع از خون غير طبيعى هر دو گونه‌اش ( الف و ب ) به اقتضاى آنچه با آن آميخته ، مختلف است ، و آن از اصناف بلغم ، سوداء ، صفراء ، و مائيت ( آبى ، كه از اخلاط محسوب نمىباشد . ) به وجود مىآيد . بنابراين ، خون غير طبيعى ( به سبب آميختن با مواد مختلف ويژگىهاى خود را از دست مىدهد . ) از حيث قوام ، گاه ( به سبب آميزش با سوداء يا بعضى از اصناف بلغم ) به صورت دُردى و غليظ مىگردد ، و گاه ( به سبب آميزش با صفراء يا آب ) به صورت آبكى و رقيق ، و از حيث رنگ ، گاه ( به سبب آميزش با سوداء ) بسيار تيره و گاه ( به سبب آميزش با بلغم ) سفيد ، و همچنين از حيث بو و مزه دگرگون مىگردد ؛ پس ( به سبب آميزش با صفراء )
هامش
( 1 ) تعبير به خلط ناپسند دقيق نمىباشد ، چنان كه اشاره خواهد شد گاه خون غير طبيعى ، در اثر آميخته شدن با آب به وجود مىآيد ؛ لذا تعبير به « ماده ناپسند » مناسب‌تر بود . ( 2 ) مشهور بر آن است كه خون به بلغم استحاله نمىگردد ، لذا در پيدايش اين نوع از خون غير طبيعى ، به صفراء و سوداء اشاره شد .