اين كه ( به كمك طبيعت بدن ) به خلط پسنديده تبديل گردد ، كه به ندرت چنين اتفاقى مىافتد ، و لذا بايد پيش از آن ( تبديل به خلط پسنديده ) از بدن دفع و بيرون ريخته گردد .
رطوبتهاى موجود در بدن
مىگوييم : رطوبتهاى بدن ، بخشى رطوبتهاى اولى است ، و بخش ديگر رطوبتهاى ثانوى . رطوبتهاى اولى ، همان اخلاط چهارگانه موضوع بحث ، مىباشند .
رطوبتهاى ثانوى نيز دو گونه است : رطوبتهاى زايد و رطوبتهاى غير زايد ؛ رطوبتهاى زايد بدن را در مباحث آينده يادآور مىشويم . « 1 »
رطوبتهاى ثانوى و غير زايد بدن آن است كه از حالت ابتدايى ( خلطى ) استحاله يافته و در بافت اعضا نفوذ نموده « 2 » ، ولى بطور كامل جزء بافت عضوى از اعضاى مفرد بدن قرار نگرفته است .
اصناف رطوبتهاى ثانوى و غير زايد
رطوبتهاى ثانوى ( مرحله دوم ) در بدن چهارگونه مىباشد :
1 . رطوبتى كه در فضاهاى خالى اطراف مويرگهاى غذارسان به اعضاى اصلى بدن ، محصور مىباشد « 3 » ؛
2 . رطوبتى كه بين اعضاى اصلى بدن ، همانند شبنم پراكنده است ، « 4 » و هرگاه بدن غذاى مورد نياز خود را از دست دهد ، اين رطوبت آمادگى تبديل شدن به غذا براى بدن را دارد و علاوه بر اين هرگاه اعضاى بدن بر اثر حركت شديد يا علت ديگرى ، خشك گردد ، اين رطوبت باعث نم دهى بدان اعضا مىگردد ؛
هامش
( 1 ) رطوبتهاى زايد ، مانند عرق و مخاط در آخر فصل دوم مورد بحث قرار مىگيرد .
( 2 ) مقصود از نفوذ در بافت اعضا ، قابليت آن است ، زيرا اگر نفوذ در عضو تحقق يافته باشد قسم اول و دوم رطوبتهاى غير زايد از محل بحث خارج مىشود و اگر مقصود از آن نفوذ در مجارى اعضا باشد رطوبتهاى زايد نيز داخل بحث مىگردد .
( 3 ) اين قسم از رطوبتهاى غير زايد ، نزديكترين آنها به اخلاط مىباشد ، لذا گروهى از طبيبان آن را خلط دانستهاند .
( 4 ) دليل پراكندگى اين رطوبت بين اعضا ، دسترسى سريع بدان است در صورتى كه عضو فاقد غذا گردد .