تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قانون در طب ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
اين كه ( به كمك طبيعت بدن ) به خلط پسنديده تبديل گردد ، كه به ندرت چنين اتفاقى مىافتد ، و لذا بايد پيش از آن ( تبديل به خلط پسنديده ) از بدن دفع و بيرون ريخته گردد .

رطوبت‌هاى موجود در بدن

مىگوييم : رطوبت‌هاى بدن ، بخشى رطوبت‌هاى اولى است ، و بخش ديگر رطوبت‌هاى ثانوى . رطوبت‌هاى اولى ، همان اخلاط چهارگانه موضوع بحث ، مىباشند . رطوبت‌هاى ثانوى نيز دو گونه است : رطوبت‌هاى زايد و رطوبت‌هاى غير زايد ؛ رطوبت‌هاى زايد بدن را در مباحث آينده يادآور مىشويم . « 1 » رطوبت‌هاى ثانوى و غير زايد بدن آن است كه از حالت ابتدايى ( خلطى ) استحاله يافته و در بافت اعضا نفوذ نموده « 2 » ، ولى بطور كامل جزء بافت عضوى از اعضاى مفرد بدن قرار نگرفته است .

اصناف رطوبت‌هاى ثانوى و غير زايد

رطوبت‌هاى ثانوى ( مرحله دوم ) در بدن چهارگونه مىباشد : 1 . رطوبتى كه در فضاهاى خالى اطراف مويرگ‌هاى غذارسان به اعضاى اصلى بدن ، محصور مىباشد « 3 » ؛ 2 . رطوبتى كه بين اعضاى اصلى بدن ، همانند شبنم پراكنده است ، « 4 » و هرگاه بدن غذاى مورد نياز خود را از دست دهد ، اين رطوبت آمادگى تبديل شدن به غذا براى بدن را دارد و علاوه بر اين هرگاه اعضاى بدن بر اثر حركت شديد يا علت ديگرى ، خشك گردد ، اين رطوبت باعث نم دهى بدان اعضا مىگردد ؛
هامش
( 1 ) رطوبت‌هاى زايد ، مانند عرق و مخاط در آخر فصل دوم مورد بحث قرار مىگيرد . ( 2 ) مقصود از نفوذ در بافت اعضا ، قابليت آن است ، زيرا اگر نفوذ در عضو تحقق يافته باشد قسم اول و دوم رطوبت‌هاى غير زايد از محل بحث خارج مىشود و اگر مقصود از آن نفوذ در مجارى اعضا باشد رطوبت‌هاى زايد نيز داخل بحث مىگردد . ( 3 ) اين قسم از رطوبت‌هاى غير زايد ، نزديك‌ترين آنها به اخلاط مىباشد ، لذا گروهى از طبيبان آن را خلط دانسته‌اند . ( 4 ) دليل پراكندگى اين رطوبت بين اعضا ، دسترسى سريع بدان است در صورتى كه عضو فاقد غذا گردد .