از آنجا كه نيروهاى نخستين درون اركان ، چهار چيز است ، گرمى ، سردى ، ترى ، و خشكى ، روشن است كه همه مزاجهاى اجسام در عالم فسادپذير ، فقط از اين چهار نيرو ( كيفيت ) ناشى مىگردند .
مزاج به اعتبار تقسيم بندى عقلى « 1 » با نگرشى كلى بدون نسبت به چيزى از موجودات ، دو گونه مىباشد :
1 . معتدل حقيقى ، كه در آن اندازههاى كيفيتهاى متضاد ، يكسان و برابر باشد و مزاج حاصل از آن ، در حقيقت كيفيتى متوسط بين آنها مىباشد .
2 . نامعتدل حقيقى ، مزاجى كه ميانه مطلق بين كيفيتهاى متضاد نباشد ، بلكه به يكى از دو طرف ( زياده يا نقصان ) گرايش بيشترى داشته باشد ، يا در يك كيفيت از سردى ، گرمى ، ترى و خشكى ، و يا در دو كيفيت .
آنچه در اصطلاح علم طب در اعتدال و خروج از آن معتبر است نه اين است و نه آن « 2 » ، بلكه طبيب بايد از دانشمند طبيعى بپذيرد كه اعتدال به اين معنا ( تساوى مطلق در
هامش
( 1 ) تقسيم بندى عقلى بر مدار نفى و اثبات استوار است ، و صرف تصور ذهنى و كلى مىباشد بدون نسبت به خارج .
( 2 ) » نه اين » اشاره به معتدل حقيقى و « نه آن » اشاره به نامعتدل حقيقى است ، زيرا همه مصاديق اعتدال طبى در واقع خارج از اعتدال حقيقى قرار دارند .