( 1 ) حضرت رضا ( ع ) حديثى را املاء فرمودند ، و در حدود بيست و چهار هزار نفر قلم در دست گرفته و حديث را نوشتند ، كه از آن جمله ابو ذرعه رازى و محمد بن اسلم بودند .
حضرت رضا ( ع ) فرمود : شنيدم از پدرم موسى بن جعفر ، و او گفت : شنيدم از پدرم جعفر بن محمد ، و او گفت شنيدم از پدرم محمد بن على ، و او گفت : شنيدم از پدرم على بن الحسين ، و او گفت : شنيدم از پدرم حسين بن على ، و او گفت : شنيدم از پدرم على بن ابى طالب و او گفت شنيدم از برادرم و پسر عمويم حضرت رسول عليهم السلام و او فرمود : شنيدم از جبرئيل و او گفت : شنيدم از حضرت رب العزة جل جلاله كه فرمود : كلمهء « لا إله الا اللَّه » سنگر و دژ من است ، هر كس در اين حصن داخل گردد از عذاب من در آسايش است . « 1 »
استاد ابو القاسم قشيرى ميگفت : اين حديث با همين سند براى بعضى از پادشاهان سامانى خوانده شد ، و او دستور داد حديث مزبور را با طلا نوشتند ، و سپس وصيت كرد هنگامى كه درگذشت اين حديث را در كفن او بگذارند .
هنگامى كه آن مرد درگذشت او را در خواب ديدند ، از او پرسيدند خداوند با تو چه معامله كرد ؟ گفت : خداوند بواسطه تعظيم و تكريم اين حديث مرا آمرزيد .
ابن جوزى گويد : هنگامى كه حضرت رضا ( ع ) به نيشابور رسيد علماء اين شهر مانند : يحيى بن يحيى ، و اسحاق بن راهويه ، و محمد بن رافع ، و احمد بن حرب و غير آنها خدمت آن جناب رسيدند و از وى طلب حديث كردند تا از روايات او تبرك جويند .
امام رضا ( ع ) مدتى در نيشابور اقامت نمودند ، و سپس مأمون آن حضرت را به مرو فرا خواندند .
هامش
( 1 ) به كتاب توحيد حديث شماره 63 و كتاب امامت حديث شمارهء 340 مراجعه شود .