تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
روى خود را به طرف قبله كرد و دعائى را قرائت نمودند . ( 1 ) موسى بن سيار گويد : من با حضرت رضا عليه السلام بودم در هنگامى كه به ديوارهاى طوس رسيد ، من فريادى شنيدم و به طرف آن رفتم ، در اين هنگام جنازه‌اى را مشاهده كردم ، وقتى كه جنازه را مشاهده نمودم ديدم مولايم امام رضا پاى خود را از ركاب خارج كرده و ميخواهد از مركب فرود آيد ، سپس به طرف جنازه آمدند و او را بلند كردند ، و با كمال مهربانى آن جنازه را مشايعت كردند « 1 » .

( 2 ) حضرت رضا عليه در سرخس .

( 3 ) ابو نصر احمد بن حسين گويد : از پدرم شنيدم ميگفت : از جده‌ام شنيدم كه ميگفت از پدرم شنيدم هنگامى كه امام رضا عليه السلام در زمان مأمون وارد نيشابور شد من مامور خدمت‌گزارى و ادارهء كارهاى او شدم ، چون از نيشابور بيرون گرديد من تا سرخس از وى مشايعت كردم . پس از اينكه از سرخس بيرون شد در نظر داشتم تا مرو همراه او باشم ، بعد از اينكه يك منزل از سرخس دور شديم سر خود را از كجاوه بيرون كرد و فرمود : اى بنده خدا برگرد ، تو وظائفت را در بارهء ما انجام دادى با ما نيكو معاشرت كردى و مشايعت حد معينى ندارد . راوى گويد : عرض كردم به حق جدت مصطفى و مرتضى و مادرت حضرت زهرا عليهم السلام حديثى براى من بگو تا دلم آرام گيرد ، و من از خدمت شما برگردم . فرمود : از من حديث طلب ميكنى در حالى كه مرا از كنار قبر جدم رسول صلى اللَّه عليه و آله بيرون آوردند و نميدانم عاقبت كار من چه خواهد شد و اين‌ها
هامش
( 1 ) به كتاب امامت حديث شمارهء 270 و 339 مراجعه شود .