( 1 ) مردم نيشابور هنوز از آن حوض آب برميدارند ، و در آن محل نماز ميگذارند .
على بن عيسى اربلى گويد : در يكى از كتابها كه اينك نام آن را به خاطر ندارم چنين نوشته بود : عماد الدين محمد بن ابى سعيد بن عبد الكريم بن هوازن در محرم سال 596 روايت كرده كه حاكم ابو عبد اللَّه نيشابورى در تاريخ نيشابور گفته :
على بن موسى الرضا عليهما السلام هنگامى كه وارد نيشابور شد در كجاوهاى قرار گرفته بود كه ساز و برگ آن از طلا و نقره بود .
در اين هنگام ابو ذرعه و محمد بن اسلم طوسى كه از حافظان بزرگ حديث و از رجال علم بودند ، در وسط بازار جلو مركب آن حضرت را گرفتند و گفتند :
تو را به حق پدرانت و دودمان بزرگوارت چهرهء مبارك را براى ما باز كن و از پدرانت براى ما حديثى نقل كن .
در اين هنگام مركب آن حضرت متوقف شد و سايبان بر طرف گرديد و ديدگان مسلمانان از جمال مبارك و طلعت روشن او منور گرديد .
مردم همگان از جاى خود برخاسته و به احترام آن جناب ايستاده بودند .
گروهى از مردم گريه ميكردند و جماعتى فرياد هلهله و شادى برآورده بودند ، و دستهاى جامههاى خود را پاره مينمودند ، و عدهاى خود را به خاك افكنده بودند ، و بعضى افسار استرش را ميبوسيدند ، و تعدادى سرهاى خود را بلند كرده به جاى آن جناب مينگريستند .
اين ازدحام و غوغاء تا هنگام ظهر به طول انجاميد ، و اشك از ديدگان مردم جارى بود ، فريادها خاموش شد .
در اين وقت كه سكوت همه جا را فرا گرفت علماء و اهل فضل فرياد برآوردند :
اى گروه مردم بشنويد و گوش فرا دهيد و فرزند حضرت رسول را اذيت نكنيد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 87
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٨٧