رسانيد كه ام احمد را هم كه يكى از شهود وصيت بود در مجلس حاضر كردند .
( 1 ) ام احمد گفت : به خداوند سوگند سيد و سرور من موسى بن جعفر مرا از اين قضيه آگاه كرد و گفت : تو را با زور و جبر در مجلس قاضى حاضر خواهند كرد ، در اين هنگام اسحاق بن جعفر گفت : شما سكوت كنيد و سخن نگوئيد و من گمان ندارم كه موسى از اين سخنان گفته باشد .
در اين هنگام حضرت رضا ( ع ) متوجه عباس شد و گفت : اى برادر من ميدانم تو از بابت قرضهائى كه دارى ناراحتشدهاى و اين سر و صداها را به راه انداختهاى ، بعد از اين متوجه سعيد شد و گفت : در اين مورد با من كمك كنيد و به بينيد عباس چه مقدار قرض دارد ، قرضهاى او را خواهم پرداخت و او را راحت خواهم ساخت ، به خداوند سوگند من همواره در حفظ حقوق شما خواهم كوشيد و تا آنگاه كه در زمين به زندگى خود ادامه دهم در احسان و نيكى به شما كوشش خواهم كرد ، و اينك شما هر چه ميخواهيد بگوئيد .
عباس گفت : تو از زيادى مال ما خواهى بخشيد ، و ما حق زيادى داريم ، حضرت ابو الحسن عليه السلام فرمود :
شما هر چه در نظر داريد بگوئيد و در گفتههاى خود آزاد هستيد ، اگر راه درست و صحيح برويد بنفع خود قدم برداشتهايد و در نزد خداوند رو سفيد هستيد ، و خداوند هم آمرزنده و مهربان است .
به خداوند سوگند شما مىدانيد كه من هنوز فرزندى و وارثى ندارم و هر چه دارم مال شما است ، و اگر گمان داريد كه من چيزى از شما پنهان كردهام آن هم مال شما خواهد بود .
حضرت رضا عليه السلام فرمود : از هنگامى كه پدر شما در گذشته است ، من
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 41
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٤١