بشمار ميرفت .
( 1 ) هنگامى كه وارد نيشابور شدند مرد رازى به قمى گفت : ابتداء به زيارت حضرت رضا ( ع ) برويم و بعد به طرف بخارا حركت كنيم .
مرد قمى گفت : سلطان ما را همراه نامهاى به دربار بخارا فرستاده و ما اكنون بايد ابتدا به بخارا برويم و مأموريت خود را انجام دهيم .
آن دو نفر راه بخارا را در پيش گرفتند و پس از اينكه رسالت خود را پايان دادند مراجعت كردند .
هنگامى كه نزديك طوس رسيدند مرد رازى به رفيقش گفت : برويم امام رضا ( ع ) را زيارت كنيم .
مرد قمى گفت : من از شهر رى با عقيدهء « مرجئه » بيرون شدم و نميخواهم با عقيده « رفض » مراجعت كنم .
راوى گويد : مرد رازى اثاثيه خود را به مرد قمى داد و خود بر مركبى سوار شد و عازم مشهد حضرت رضا ( ع ) گرديد .
مرد رازى هنگامى كه وارد روضه مباركه شد به خدام گفت : اجازه دهيد من امشب در حرم امام رضا ( ع ) توقف كنم .
خدام نيز كليد روضهء شريفه را به او دادند ، وى گفت : من داخل مشهد شدم و درب را بستم ، و مشغول زيارت شدم .
پس از زيارت بالاى سر آن حضرت چند ركعت نماز گزاردم و چند آيه از قرآن مجيد را قرائت كردم .
مرد رازى گفت : من صداى قرائت قرآن شنيدم در حالى كه خود ، قرآن ميخواندم ، صداى خود را قطع كردم و تمام روضه منوره را مورد بررسى قرار دادم
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٢٤١