من نزد ابو منصور بن عبد الرزاق رفتم و به او گفتم : خداوند در مشهد رضا عليه السلام دعاى مرا اجابت فرمود و به من فرزندى بخشيد ، و مرا گرامى داشت .
( 1 ) شيخ ابو جعفر صدوق رضوان اللَّه عليه گويد : از امير ركن الدوله اذن گرفتم به زيارت مشهد حضرت رضا ( ع ) مشرف گردم .
ركن الدوله به من اذن داد و من در رجب سال 352 عازم طوس شدم .
هنگام حركت ركن الدوله مرا نزد خود فراخواند و گفت : من به زيارت مشهد على بن موسى مشرف شده و آن قبر مبارك را زيارت كردهام ، و در آنجا از خداوند آنچه خواستهام برآورده شده است .
اكنون كه به مشهد مقدس مشرف ميگردى از دعا كردن در باره من كوتاهى مكن ، و از طرف من هم زيارت نما ، زيرا دعا در آنجا مستجاب مىشود و خواستهها برآورده ميگردد .
من هم سفارشهاى او را در نظر گرفته و برايش در روضه مباركه امام رضا ( ع ) دعا كردم .
هنگامى كه از مشهد مقدس رضوى برگشتم نزد او رفتم ، گفت : براى ما دعا كردى و زيارت نمودى ؟ گفتم : آرى .
گفت : كار خوبى كردى و نزدم ثابت شده است كه دعا در آنجا مستجاب است .
( 2 ) و نيز شيخ صدوق گويد : ابو نصر احمد بن حسين ضبى كه مردى ناصبى و خارجى بود ، و از وى ناصبىتر كسى را نديدم .
و او چنان بود كه ميگفت : « اللهم صل على محمد فردا » خداوندا تنها به محمد درود بفرست و از صلوات بر آل امتناع ميكرد .
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٢٣٧