در تمام ايام و ليالى گروهى در آنجا به ذكر پروردگار مشغول بودهاند و با خداى خود راز و نياز داشتهاند .
و اگر خواسته باشيم در اين مورد تحقيق و بررسى كنيم بايد يك مجلد در بارهء كرامات و خوارق عادات قبر مبارك بنگاريم و فقط به ذكر چند مورد كه شيخ صدوق رضوان اللَّه عليه نوشته است اكتفاء ميكنيم .
( 1 ) حسين بن عبد اللَّه بن بنان طائى گويد : از محمد بن عمر نوقانى شنيدم مىگفت :
من هنگامى كه در منزل خودمان در يك بلندى در نوقان خوابيده بودم و شب بسيار تاريكى بود ، ناگهان از خواب بيدار شدم و به طرفى كه قبر على بن موسى الرضا عليهما السلام در آن واقع شده بود نگريستم .
مشاهده كردم نورى در آن طرف ظاهر شد و همه مشهد آن حضرت را فرا گرفت روشنائى به اندازهاى بود كه گويا روز است .
من در باره على بن موسى الرضا در شك بودم و نميدانستم آن حضرت بر حق است .
مادر من كه از مخالفين امام رضا بود گفت : تو را چه شده است اى فرزند ؟ ! گفتم : روشنائى در اطراف مشهد على بن موسى ديدم ، و همه مشهد از آن نور پر شده بود .
پس از اينكه مطلب را به مادرم فهمانيدم ، به طرف مشهد امام رضا آمدم و مادرم را نيز با خود آوردم تا او هم آن روشنائى را بنگرد .
مادرم از ديدن آن نور و روشنائى خيرهكننده در شگفت آمد و او را امرى بسيار بزرگ شمرد .
مادرم متصل كلمهء « الحمد للَّه » را بر زبان جارى ميكرد ، و ليكن مانند من به اين
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص٢٣٥