( 1 ) باب ششم در شهادت امام رضا عليه السلام
( 2 ) عبد السلام بن صالح ابو الصلت هروى گويد : به مأمون اطلاع دادند كه ابو الحسن على بن موسى الرضا عليهما السلام مجالس علمى تشكيل ميدهد و با علماء و دانشمندان و متكلمين مناظره و مباحثه مىكند ، و مردم شيفته مقام علم و فضل آن حضرت ميگردند .
مامون به محمد بن عمرو طوسى كه يكى از رجال دستگاهش بود فرمان داد تا مردم را از اطراف آن جناب پراكنده كند .
مامون از اين هم تجاوز كرد و حضرت رضا عليه السلام را نزد خود طلبيد ، هنگامى كه چشمش به آن حضرت افتاد او را سبك شمرد و بىاعتنائى نشان داد .
امام رضا عليه السلام با حالت غضب و ناراحتى از نزد مامون بيرون شد در حالتى كه چيزى زير لب زمزمه ميكرد و ميگفت : به حق مصطفى و مرتضى و سيده زنان و با حول و قوهء پروردگار با دعاى خود سگهاى اين منطقه را از اطراف او دور ميكنم ، و او را در ميان خاص و عام رسوا ميكنم .
بعد از اين حضرت رضا عليه السلام به منزل خود مراجعت كرد ، و آب وضوء