سبب اين امر ( جسم دانستن خدا ) بىتميزى و نادانى ايشان به نقضهايى است كه بر رأى آنها وارد مىآيد و ناديده انگاشتن ضرورتهايى كه گفتارشان را باطل مىسازد .
ضرورت گواه است كه هر جسم ، پيوسته با حركت يا سكون است و در علم كلام اثبات شده كه حركت و سكون حادث هستند و ضرورى مىنمايد كه آنچه حادث از آن جدايى نپذيرد ، خود نيز حادث است . پس حدوث خداوند لازم مىآيد . اين حكم بديهى است كه هر پديدآمدهاى ( محدث ) نيازمند پديد آورندهاى است . پس واجب الوجود نيازمند مؤثر خواهد بود و ممكن خواهد گشت در حالى كه وجوب آن فرض شده بود . بدينسان لازمه سخن ايشان خلف است .
بيشتر اين جماعت در انديشه باطل خود زيادهروى نيز كردهاند . برخى گفتهاند ، دست در دست نهادن ( مصافحه ) براى خداوند جايز است و اهل اخلاص در دنيا « 1 » با او دست در آغوش ( معانقه ) مىكنند .
داود « 2 » گفته است : « مرا از ( قول ) به شرمگاه و ريش ( براى حق ) معاف كنيد و جز آن هر چه خواهيد بپرسيد . نيز گفته است كه خداى او جسمى است داراى گوشت ، اندامها و اعضاء . او چندان بر توفان نوح گريست كه چشمانش آماس كرد و چون ديدگانش
هامش
كتابهاى حنبليان آكنده از خرافات در امور اعتقادى است تا آنجا كه ابو الحسن اشعرى ، رهبر اشاعره به پيروى از رهبر خود احمد بن حنبل در كتاب خويش فصلهايى را به اين خرافات اختصاص داده است .
او در « الابانه في اصول الديانه ص 36 - 55 » اين فصول را گشوده است .
وهابيان نيز به رهبرى ابن تيميه همين مذهب را برگزيدهاند . ( بنگريد : العقيده الحمويه ، در ضمن مجموعه رسايل ، ج 1 ، ص 429 ، منهاج السنه ، ج 2 ص 240 - 278 ، الرسائل الخمس به نام الهدية السنية ، ص 97 و 99 ، الرساله الخامسه ، ص 105 ) .
( 1 ) . محمّد بن عبد الكريم شهرستانى اين قول را از پارهاى از دانشمندان اهل سنت در كتاب الملل و النحل ، ج 1 ، ص 105 نقل كرده است .
( 2 ) . داود جوارب از دانشمندان اهل سنت . شهرستانى در الملل و النحل ، ج 1 ، ص 105 از او ياد كرده است .