دردناك شدند فرشتگان به عيادتش آمدند . »
مقلد خردمند خود انصاف دهد ، آيا پيروى از چنين كسانى سزاست ؟ و آيا خرد فراخنايى براى پذيرفتن چنين گفتارهاى دروغ و ياوههاى باطلى دارد ؟ آيا نهاد آدمى با اين انديشه كه چنين قومى به حقيقت راه يافته باشند ، آرام مىگيرد ؟
خداوند در جهت نيست
همه خردمندان در اين حكم همراه هستند كه خداوند در جهت نيست ولى كراميّه « 1 » مخالفت ورزيدهاند و برآنند كه او در جهت بالا قرار دارد . آنان نمىدانند كه هر چه در جهت باشد يا در همان جهت مىماند و يا از آن حركت مىكند . چنين موجودى از حوادث خالى نيست و همان گونه كه گذشت هر چه از حوادث گسسته نباشد خود نيز حادث است .
خداوند با چيزى متحد نيست
بداهت بر خطا بودن اتحاد گواهى مىدهد زيرا معقول نيست دو چيز ، يكى شوند .
اين مطلب مورد انكار گروهى از صوفيان قرار گرفته كه از جمهور هستند . آنان پنداشتهاند كه خداوند با تن عارفان متحد مىشود ، حتّى برخى گفتهاند خداوند عين وجود است و هر موجودى خداست . اين سخن جز كفر و الحاد نيست . سپاس خداى را كه به پيروى اهل بيت پيامبر و دورى جستن از اهل آرزوها و سخنان باطل بر ما منت نهاد .
هامش
( 1 ) . كراميّه پيروان ابى عبد الله محمد بن كرام هستند و دوازده فرقه دارند ( بنگريد به الفرق بين الفرق ص 131 و ملل و نحل ، ج 1 ، ص 108 ) ابو الحسن اشعرى رهبر اشاعره نيز در راى مذكور با كراميه همداستان شده و خداوند را موصوف به جهت فوق دانسته است . ( الابانه في اصول الديانه ، ص 36 الى 55 ) وهابيه كه نماينده نامبردار ايشان ابن تيميه است نيز همين رأى را برگزيدهاند . ( بنگريد به رساله العقيده الحمويه ابن تيميه ، ج 1 ، ص 429 و الهديه السنية ص 97 و الرسالة الخامسة عبد الطيف حفيد محمد بن عبد الوهاب ، ص 105 .