جمله اين گفتارها به سبب كژفهمى و تهيدستى علمى است . اصل ( در تبيين قدرت خدا ) اين است كه خداوند واجب الوجود است و همه موجودات ديگر ممكن هستند .
هر ممكنى نيز مخلوق خداوند است . اگر آن قوم پروردگار را به راستى مىشناختند انديشههايشان به تبع آرزوهاى باطلشان متعدد و مختلف نمىگشت .
ذات خدا با موجودات ديگر متفاوت است
عقل و نقل در اين حكم همراهند كه خداوند همانند و شبيهى ندارد و به حقيقت گوهر مقدس خويش با هر چيزى مخالف و ناهمگون است . ابو هاشم و پيروان او از جمهور بر آنند كه خدا در ذات خود چون موجودات ديگر است « 1 » اما ناهمانندى او به سبب صفت الهيت است . اين رأى سرپيچى از يك قضيه بديهى است . ترديدى نيست كه اشياء همانند لازم يكسان دارند و در آن لازم ، ناهمگون نيستند . اگر ذات خدا با ذات موجودات ديگر همانند باشد ، با آنها در لوازم ذات مانند قدم ، حدوث ، تجرد از ماده ، مادى بودن و مانند اينها ، برابر خواهد بود ولى خداوند از چنين هماننديى پيراسته است .
اين گروه انديشه شگفتانگيزى را ابداع كردهاند « 2 » و آن اين است كه صفت الهيت كه
هامش
رأى نخست از ابو القاسم كعبى رئيس كعبيه از معتزله است ، دو ديگر از عامه معتزله و جباييان است و سومين به نظّام رهبر فرقه نظّاميّه تعلق دارد .
( بنگريد به : شرح العقائد و حاشيه كستلى ص 7 و شرح تجريد علّامه ص 219 ) بنا به آنچه از الملل و النحل ، ج 1 ، ص 66 و مقالات الاسلاميين ، ج 2 ، ص 548 و الفصل ابن حزم بر مىآيد ، قول چهارم از معمر بن عبد اللَّه رهبر معمريه از معتزله و عباد بن سليمان شاگرد هشام فوطى مىباشد .
( 1 ) . بنا بر آنچه از شرح مواقف و الملل و النحل ، ج 1 ، ص 99 و 100 استنباط مىشود اشعريان پيرو ابو هاشم ، يعنى قاضى ابو بكر باقلانى و ابو المعالى جوينى نيز بر همين عقيده بودهاند .
( 2 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 82 از ابو هاشم و پيروانش . برخى از اين آراء عجيب نيز در همان كتاب ( ص 932 و 100 ) وجود دارد .