تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
اشعريان برآنند كه نظر به واسطه سمع واجب است نه با عقل ، كه « 1 » عقل هيچ لزومى در هيچ چيزى پديد نمىآورد . لازمه اين سخن ناتوان ساختن پيامبران و از پاى افكندن دلايل ايشان است زيرا هنگامى كه پيامبر ، مكلف را به تصديق و پيروى از خود فرا مىخواند بر مكلف لازم نيست او را اجابت كند چون تا گاهى كه به راستگويى پيامبر علم نداشته باشد پذيرش دعوى او واجب نيست . براى اثبات راستگوئى پيامبر نه تنها ادعاى او بلكه حتّى معجزه نيز به تنهايى بسنده نيست زيرا بايد اين مقدمات به آن پيوسته شود : الف ) معجزه از سوى خداوند باشد . ب ) خداوند معجزه را براى تصديق پيامبر انجام داده است . ج ) هر كس مورد تصديق خدا باشد ، راستگو خواهد بود . علم به راستگويى پيامبر وابسته به اين مقدمات است پس علم ضرورى نيست بلكه نظرى است . بنا بر اين مكلف مىتواند بگويد من تو را راستگو نمىدانم مگر با نظر عقلى و كار بستن خرد ، و من نظر را به كار نمىبندم مگر وجوب آن برايم اثبات شود و لزوم نظر فقط با گفتهء پيامبر اثبات مىشود ولى گفتهء پيامبر پيش از علم به راستگويى او حجت نيست . بدينسان فرستاده شدن پيامبران سودى ندارد زيرا اطاعت از ايشان حاصل نمىگردد و مخالفت با آنها بىوجه نيست و اين خود كفر و الحاد است كه از آن به خداوند پناه مىبريم . خردمندان بنگرند آيا پيروى از گروهى كه مذهبشان به كفر منتهى مىشود ، صواب است ؟ ما ( كه نظر را عقلا واجب دانستيم ) اين رأى را برگزيديم زيرا اگر واجب باشد ترس از ميان مىرود و دفع ترس بداهة و ضرورة واجب است .
هامش
( 1 ) . همان گونه كه فضل بيان كرده است : « نزد اشاعره وجوب نظر به سمع ثابت مىشود . » بنگريد به الملل و النحل ، ج 1 ، - ص 106 .