شناخت خدا به حكم خرد واجب است
شناخت خداوند ، امر واجبى است كه عقل بر لزوم آن گواهى مىدهد . حق آن است كه شناخت خدا برگرفته از خرد است گرچه سمع نيز آن را تأييد كرده است .
« بدان كه جز اللَّه خدايى نيست . » « 1 »
( سبب عقلى بودن معرفت اين است كه ) سپاسگزارى از بخشنده نعمت ، واجب است و ما نشانههاى نعمت را در خود مىبينيم پس بايد فاعل نعمت را سپاس گوييم و شكر او تنها به شناختش ميسّر است . نيز چون شناخت خداوند دفعكننده هراسى است كه از اختلاف برمىخيزد و دفع هراس واجب است ، معرفت حق نيز واجب خواهد بود .
اشعريان بر آنند كه معرفت خداوند با نقل واجب است نه عقل « 2 » . لازمهء سخن ايشان دور باطل است زيرا شناخت ايجاب ، وابسته به شناخت ايجابكننده است . اگر شخصى كه ايجابكننده است به گونهاى مورد شناخت و معرفت قرار نگرفته باشد نمىتوان دانست كه چيزى را ايجاب كرده است . پس معرفت ايجاب متوقف بر معرفت موجب و شناخت موجب وابسته به شناخت ايجاب است .
دليل ديگر اينكه اگر معرفت تنها بواسطهء امر و فرمان الهى واجب باشد ، اين فرمان يا براى عارف است يا براى غير عارف و هر دو فرض باطل است ، پس وابسته كردن وجوب معرفت به امر نيز باطل خواهد بود .
وجه بطلان فرض اول ، تحصيل حاصل است و سبب بىاعتبارى فرض دوم اينكه شخص جاهل نمىتواند بداند كه به او فرمان دادهاند و انجام فرمان واجب است پس در اين حال خداوند نمىتواند به او فرمان دهد زيرا تكليف بيشتر از طاقت ، لازم مىآيد و به زودى بطلان چنين تكليفى را بيان خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . محمّد : 19 .
( 2 ) . التفسير الكبير ، ج 1 ، ص 227 و ج 11 ، ص 110 ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 101 .