است حاصل آيد يا نيايد . به رأى ايشان تفاوتى ندارد كه از پى مقدمات يك نيم دو است و دو نصف چهار ، نتيجه يك نيم نيم چهار است پديد آيد يا حدوث جهان ، جوهريت نفس ، حيوانيت انسان ، نيكويى عدل و . . .
كدام فرزانهاى مىپسندد كه پس از آگاهى نسبت به يك نصف دو است و دو نصف چهار است . علم به جهان حادث است برايش حاصل شود ؟ يا با مقدمات جهان دگرگونشونده است و هر دگرگونشوندهاى پديد آمده است ، علم به اينكه يك نيم نيم چهار است يا زياد غذا مىخورد پديد آيد ولى علم به حدوث جهان ايجاد نشود . آيا اين انديشه جز سفسطه چيز ديگرى است ؟
نظر به حكم عقل واجب است
« 1 » حقيقت آن است كه وجوب نظر بوسيله عقل اثبات مىشود نه با دليل سمعى ، گرچه سمع نيز بر آن تاكيد و دلالت دارد مانند « بگو بنگريد . . . » « 2 » اشاعره در اين مسأله رأيى را برگزيدهاند كه لازمه آن بىاعتبارى استدلالهاى پيامبران و پيروزى سركشان و كافران بر ايشان است . اين انديشه راه گريز و عذر خواهى دروغين را ، براى دشمنان باز مىكند با آنكه خداوند فرموده : « تا آنكه مردم پس از آمدن پيامبران دليلى عليه خداوند نداشته باشند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . در وجوب معرفت خداوند ميان مسلمين خلافى نيست امّا معتزله وجوب آن را عقلى مىدانند زيرا دفع ضرر محتمل واجب است و ضرر محتمل ، ترس از عذاب خدا در آخرت است كه راستگويان از آن خبر دادهاند . علّامه نيز بر همين مبنا و اصل اخلاقى ديگر ، كه شكر منعم واجب است ، وجوب معرفت را عقلى دانسته است ، امّا اشاعره آن را به شرع و اجماع مىدانند زيرا به رأى ايشان ، عقل هيچ چيزى را واجب نمىكند و همه واجبات به خداوند مستند هستند . ( م ) شرح مقاصد ، ج 1 ، بحث رابع .
( 2 ) . - يونس : 101 : « بگو بنگريد كه چه چيزهايى در آسمانها و زمين است » .
( 3 ) . نساء : 165 .