ندارد و ابو حنيفه مال را نيز در مفهوم سكونت داخل مىداند « 1 » . پندار ايشان با گفتار خدا ناهمگون است : « بر شما گناهى نيست اگر به خانههاى غير مسكون كه متاعى در آن داريد داخل شويد . » « 2 » آيه خبر داده است كه ترك متاع و خروج از خانه ، آن را غير مسكونى خواهد ساخت ؛ ولى چنين خانهاى به نزد ابو حنيفه مسكونى است « 3 » .
« پروردگار مىفرمايد : « اى پروردگار ما ، برخى از فرزندانم را ، به واديى بىهيچ كشتهاى ، نزد خانه گرامى تو جاى دادم . » « 4 » در اين ماجرا ، ابراهيم ، همسر و فرزندش را در مكه ساكن ساخت و فعل ساختم به كار برد در حالى كه خود با ايشان زندگى نمىكرد و در مكان ديگر ساكن بود .
7 - اگر كسى سوگند ياد كند كه به سرايى در نمىآيد و بر بام آن در آيد ، سوگند نشكسته است . ابو حنيفه جز اين گمان دارد « 5 » و عرف با او مخالف است كه در چنين فرضى مىگويند : فلان بر بام رفت ، نه آنكه به خانه آمد .
دليل ديگر اين كه بام منعى مانند ديوار است و اگر كسى بر ديوار بايستد سوگندشكنى نكرده است . نيز اگر قسم ياد كند كه درون خانهاى نرود و به اتاقى بالاى خانه رود ، سوگند نشكسته است بام نيز چنين است .
8 - اگر سوگند خورد كه گلى را نبويد و روغن آن را ببويد ، سوگند خود را نشكسته است .
ابو حنيفه مخالف است و عرف با او مخالف است كه روغن گل را گل نگويند .
از ديگر فتواهاى ابو حنيفه :
اگر سوگند ياد كند كه همسرش را بزند ، پس او را به دندان بگزد يا مويش را
هامش
( 1 ) . الفقه على المذاهب ، ج 2 ، ص 110 ، الهدايه ، ج 2 ، ص 58 و سخن فضل .
( 2 ) . نور : 29 .
( 3 ) . الهدايه ، ج 2 ، ص 58 .
( 4 ) . ابراهيم : 37 .
( 5 ) . الهدايه ، ج 2 ، ص 57 ، الفقه على المذاهب ، ج 2 ص 109 .