فصل شانزدهم : سوگند و توابع آن
1 - اگر كسى سوگند ياد كند كه خوراك گوارا نمىخورم و جامه نرم نمىپوشم ، سوگند او صحيح نيست . ابو حنيفه عمل به آن را واجب مىداند « 1 » .
خداوند فرموده است : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، چيزهاى پاكيزهاى را كه خدا بر شما حلال كرده است حرام مكنيد . و از حد مگذريد كه خدا تجاوزكنندگان از حد را دوست ندارد . از چيزهاى حلال و پاكيزهاى كه خدا به شما روزى داده است بخوريد و از خدايى كه به او ايمان آوردهايد بترسيد . » « 2 » ، « بگو چه كسى لباسهايى را كه خدا براى بندگانش پديد آورده و خوردنيها خوش طعم را حرام كرده است ؟ » « 3 » « اى پيامبر چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده است به خاطر خشنود ساختن زنانت بر خود حرام مىكنى ؟ » « 4 » 2 - اگر كسى به ديگرى بگويد : از تو به نام خدا خواهش مىكنم يا ترا به نام خدا سوگند مىدهم ، گرچه اراده سوگند داشته باشد ، سوگندى در ميان نيست .
شافعى مىگويد : اگر آهنگ سوگند دارد ، قسم محسوب مىگردد و به عمل شخص ديگر مربوط مىشود در اين حال اگر آن شخص را به كارى كه برايش سوگند خورده ، واداشت ، چيزى بر او نيست و گر نه سوگند خورنده سوگند خود را شكسته و بايد كفاره دهد . احمد بن حنبل نيز وقوع قسم را مىپذيرد ولى كفاره را بر عهده كسى كه از انجام سوگند سرپيچيده ، مىداند نه بر آنكه سوگند خورده است . « 5 »
خرد گواه ، كه اصل بر بىگناهى و تكليف نداشتن است و سوگند به عمل
هامش
( 1 ) . الهدايه ، ج 2 ، ص 59 .
( 2 ) . مائده : 87 ، 88 .
( 3 ) . اعراف : 32 .
( 4 ) . تحريم : 1 .
( 5 ) . الفقه على المذاهب ، ج 2 ص 76 .