واجب آيد ، ابتدا حدود بر او جارى مىگردد ، سپس كشته مىشود .
ابو حنيفه بر آن است كه همه حدود از او ساقط مىگردد ولى به قتل مىرسد « 1 » ، اما آيات خداوند نشانگر اجراى اين كيفرهاست .
ابو حنيفه مىگويد : اگر شراب به جوش آيد و مست كند و كف برآورد ، به نوشيدن آن حد واجب مىگردد ، اما اگر كف برنياورد به نوشيدنش حدى واجب نيست ، گرچه جوشنده و مستكننده باشد . ابو حنيفه با اجماع مخالفت كرده كه به موجب آن شراب حرام و حد واجب است « 2 » .
نيز از آراء او : هر گاه افشره انگور پخته گردد و دو سوم آن بخار شود ، حلال است و تا مست نكند حدى بر آشامنده نيست ، اما گر كمتر از دو سوم بخار شود ، حرام است و حدى بر آن نيست تا مست كند .
آنچه از خرما و كشمش حاصل آيد ، در صورت جوشيدن ، نبيذ است و حلال تا مستى آرد و با فرض پخته نشدن حرام است و بدون حد ، مگر مستى آورد . جز از محصول انگور و نخل ؛ چون عسل ، جو ، گندم و ارزن به جملگى مباح است و بدون حد ، گرچه مستى آورد . « 3 »
ابو حنيفه با كلام رسول عناد ورزيده كه فرمود : « همانا از انگور شرابى است و از خرما شرابى ، از عسل ، شرابى و از جو شرابى » « 4 » و « هر مستكنندهاى حرام است « 5 »
هامش
( 1 ) . تفسير خازن ، ج 1 ، ص 493 و الفقه على المذاهب ، ج 5 ، ص 415 .
( 2 ) . الفقه على المذاهب ، ج 5 ، ص 18 ، 22 ، 25 ، با توجيه دليل ابو حنيفه از فضل و بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص و 382 و الهدايه ج 4 ، ص 80 و 82 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . ابن ماجه در سنن خود ، ج 2 ، ص 1121 نقل كرده است : پيامبر فرمود : از گندم شرابى و از جو شرابى و از كشمش و خرما و عسل ، شرابى .
( 5 ) . التاج الجامع للاصول ، ج 3 ، ص 142 و 143 ، به دعوى كتاب ، روايت را اصحاب سنن ذكر كردهاند .