تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
- اگر شخصى خانه را به ديگرى امانت دهد ، سپس با كندن نقب ، اموال او را از خانه‌اش بربايد ، دستش قطع نمىگردد . - اگر ميهمان مال ميزبان را بدزدد دستش قطع نمىگردد حتى اگر مال دزدى شده پشت در بسته باشد يا بر آن قفل نهاده باشند . - دست برده فرارى كه دزدى كرده باشد بريده نمىگردد ولى اگر فرارى نباشد حد اجرا مىشود . - دست كفن دزد قطع نمىشود . - اگر دست چپ نداشته باشد يا دست چپ او فاقد دو انگشت يا انگشت ابهام باشد ، دست بريده نمىشود . - اگر به سبب دزدى چيزى ، دست قطع شد و سارق بار ديگر همان چيز را دزديد دست او بريده نمىشود خواه آن چيز را از صاحب نخست بدزد يا از ديگرى . يك استثناء وجود دارد : اگر پنبه‌اى بدزد و دستش قطع گردد و آن پنبه بافته و به لباس تبديل شود و او بار ديگر جامه را سرقت كند ، دستش بريده خواهد شد . اگر شخصى دزدى كند و دست او قطع شود ، در صورتى كه شىء مسروقه باقى باشد ، باز گردانده مىشود و اگر از ميان رفته باشد ، چيزى بر دزد نخواهد بود . اگر آهنى را سرقت كند و از آن ظرفى بسازد و دستش بريده گردد ، ظرف باز نمىگردد زيرا مانند شىء جديد است . اگر جامه‌اى را ربود و رنگ سياه بر آن زد ، جامه باز نمىگردد زيرا سياهى آن را چون شيئى نابود شده ، گردانيده ، اما اگر رنگ سرخ بر لباس زد ، باز گرداندنش بر عهده اوست زيرا رنگ سرخ جامه را مستهلك نمىكند . ابو حنيفه با آيه مخالفت كرده زيرا گفته است : من قطع دست و بدهكارى دزد را جمع نمىكنم و تنها يكى از آنها مجازات دزد است ولى آيه بدون هيچ قيدى قطع را بيان كرده است . - هر گاه زن و شوهر ، يكى از ديگرى ، مالى را كه مورد حفاظت قرار گرفته ،