و ديگران زناى او را به كوفه گواهى دادند حد بر آنان و كسى كه عليه او گواهى دادهاند ، واجب نيست « 1 » . او سر از گفت حق پيچيده است كه : « سپس چهار شاهد نياوردند » و در فرض مذكور ، چهار شاهد حضور نداشتهاند زيرا هر دو تن به عملى گواهى دادهاند كه دو نفر ديگر به آن شهادت ندادهاند .
ابو حنيفه مىگويد : اگر هر يك از چهار نفر شهادت دهند كه او در يك گوشه از خانه زنا كرد ، حد از جهت استحسان و نيكو بودن بر متهم اجرا مىشود نه از جهت قياس « 2 » . ابو حنيفه توجه ندارد كه هر يك از گواهان به چيزى متضاد با ديگرى شهادت داده است پس چهار شاهد به يك عمل گواهى ندادهاند .
از ديگر سخنان ابو حنيفه اين است كه اگر به زنايى كه در گذشته رخ داده شهادت دهند ، حد اجرا نخواهد شد « 3 » .
ولى خداوند مىفرمايد : « زن و مرد زناكار را تازيانه بزنيد . » « 4 »
ابو حنيفه اسلام را شرط احصان مىداند « 5 » ولى رأى او خلاف عموميت فرموده پيامبر است كه فرمود : « از من فرا گيريد ، خداوند براى زنان راهى قرار داده است ، مردى كه ازدواج نكرده است با دختر ، يك صد ضربه تازيانه و يك سال تبعيد براى مرد و مردى كه ازدواج كرده است با زن ، يك صد ضربه اما نه سنگسار . » و پيامبر دو يهودى را كه زنا كرده بودند حد زد « 6 » ولى ابو حنيفه معتقد است كه يهودى سنگسار نمىشود « 7 » .
هامش
( 1 ) . الفقه على المذاهب ، ج 5 ، ص 72 و الهدايه ، ج 2 ، ص 79 .
( 2 ) . الفقه على المذاهب ، ج 5 ، ص 72 و بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 367 .
( 3 ) . الفقه على المذاهب ، ج 5 ، ص 73 و الهدايه ، ج 2 ، ص 78 .
( 4 ) . نور : 2 .
( 5 ) . الفقه على المذاهب ، ج 5 ، ص 58 .
( 6 ) . تفسير كبير ، ج 23 ، ص 135 و احكام القرآن ، ج 3 ، ص 257 .
( 7 ) . آلاء الرحمن ، ج 18 ، ص 71 و احكام القرآن ، ج 3 ، ص 258 .