8 - اگر كسى به خطاء خويشتن را زيانى رساند ، آسيب او ، هدر و باطل است .
احمد بن حنبل مىپندارد كه اگر كسى دست خويش را قطع كند بايد از او ديه عاقله ستاند . « 1 » رأى او مخالف با اجماع است ؛ عقل نيز بىگناهى و عدم تكليف را اصل مىداند و جنايت را نمىتوان سبب گرفتن مال جنايتكار دانست .
9 - در قتل ذمى ، ديه واجب نيست ولى فقهاى چهارگانه با اين حكم مخالفند « 2 » . اصالت با برائت و بىگناهى است و قرآن مىفرمايد : « و اگر مقتول ، مؤمن و از قومى است كه دشمن شماست فقط بندهء مؤمنى را آزاد كند . » « 3 »
10 - اگر شخصى اسير مؤمنى را كه در دست كافران است هلاك كند ، بر او ديه و كفاره واجب است خواه آن شخص را قصد كرده باشد يا بدون قصد او را كشته باشد .
ابو حنيفه مىگويد : او ضامن نيست و شافعى فتوى داده كه اگر قصد مقتول را داشته بايد كفاره و ديه بدهد ولى اگر بدون قصد او را كشته فقط كفاره لازم است « 4 » .
خداوند مىفرمايد : « و هر كس مؤمنى را به خطا بكشد ، بايد كه بندهاى مؤمن را آزاد كند و خونبهايش را به خانوادهاش تسليم كند . » « 5 »
پيامبر فرمود : « ديهء انسان صد شتر است . » « 6 »
11 - زن آبستنى كه شوهر ندارد و ادعا مىكند فرزند او از زنا نيست ، حد زده نمىشود .
مالك گمان مىبرد كه بايد او را حد بزنند « 7 » اما اصول عقلى اصالت برائت ، صحت
هامش
( 1 ) . همان گونه كه فضل ، اصل و دليل مطلب را تقرير كرده است .
عاقله كسى است كه ديه قتل خطا به او تحميل شود مانند اخوه و اعمام ( فرهنگ معارف اسلامى سيد جعفر سجادى ) . ( م )
( 2 ) . تفسير خازن ، ج 1 ، ص 413 ، تفسير كبير ، ج 10 ، ص 236 و آلاء الرحمن ، ج 4 ، ص 103 .
( 3 ) . نساء : 92 .
( 4 ) . الام ، ج 6 ، ص 35 و الهدايه ، ج 2 ، ص 114 .
( 5 ) . نساء : 92 .
( 6 ) . التاج الجامع للاصول ، ج 3 ، ص 15 .
( 7 ) . الموطأ : ج 3 ، ص 45 و الفقه على المذاهب ، ج 5 ، ص 95 .