تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
نيز به مردى كه خواهان جدايى از همسرش بود گفت : مادر زنت را به شهوت بوسه ده تا پيوند همسرى شما گسسته گردد . نصر بن شميل در كتاب « الحيل » مىگويد : سيصد و بيست مسأله وجود دارد كه همه آنها كفر است يعنى هر كه آنها را مباح شمارد كافر شده است . « 1 » اين جماعت با نقل مخالفت كرده‌اند زيرا خداوند كسانى را كه به نيرنگ دست يازيدند به سختى كيفر داد ، او ماهيگيرى در روز شنبه را بر فرزندان اسرائيل حرام گرداند . آنها دامهاى خود را جمعه گستردند و ماهيها در روز شنبه به دام افتادند و ايشان تورها را در يك شنبه برچيدند . به سبب اين نيرنگ خداوند آنان را به صورت بوزينه و خوك مسخ كرد : « و چون از ترك چيزى كه از آن منعشان كرده بودند ، سرپيچى كردند ، گفتيم : بوزينگانى مطرود شويد . » « 2 » پيامبر فرمود : « لعنت خدا بر يهود باد ، پيه‌ها و چربيها بر ايشان حرام شد ، آنها را فروختند و بهايش را تصرف كردند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . يوسف بن اسباط مىگويد : ابو حنيفه چهار صد حديث يا بيشتر ، از روايات رسول خدا را انكار كرد و آنها را ساختگى شمرد محمّد بن شجاع ابو عبد اللَّه ، فقيه عراقيان نيز در جهت يارى ابو حنيفه نيرنگ مىباخت و چاره‌انديشى مىكرد . على بن جرير گفته است ، بر ابن مبارك داخل شدم . مردى با او سخن مىراند : دو تن در مسأله‌اى اختلاف داشتند يكى رأى ابو حنيفه را بيان كرد و ديگرى حديث پيامبر را . ابن مبارك به آن مرد گفت : رأى ابو حنيفه را تكرار كن ؛ او چنين كرد . ابن مبارك گفت : اين سخن كفر است ، كفر . من ابن مبارك را مخاطب ساختم كه به سبب تو كفر ورزيدند و كافر را امام ساختند . دليل سخنم را پرسيد و گفتم : به روايات تو از ابو حنيفه ؛ گفت : از خداوند به جهت رواياتم از ابو حنيفه آمرزش جويم . ( تاريخ بغداد ، ج 5 ، ص 351 و ج 13 ، ص 414 ) نيز خطيب در تاريخ خود ( ج 13 ، ص 379 ) آمرزش خواستن ابو حنيفه از كفر را از گروه بسيارى نقل كرده است . ابو حنيفه زشتيهاى ديگرى نيز داشته است . مىتوان به آن مأخذ رجوع كرد . ( 2 ) . اعراف : 166 . ( 3 ) . النهايه ابن اثير ، ج 2 ، ص 449 .