تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
برگرفتند و ثمامه غسل كرد و اسلام آورد و به قومش نامه فرستاد و جملگى مسلمان آمدند . « 1 » اين ماجرا ، نصى است كه امام را به رغم ابو حنيفه در آزاد ساختن مجاز مىدارد . ابو غره جحمى در بدر گرفتار شد و پيامبر را گفت : اى محمّد بر من منت نه كه مردى صاحب عيالم . رسول خدا به اين پيمان كه ديگر به نبردى نيايد رهايش ساخت . او به مكه آمد و ياوه سراييد كه محمد را به سخره گرفتم . در جنگ احد شركت جست و پيامبر خواست كه رهايى نيابد . اسير شد و با رسول گفت : مرا برهان كه مردى صاحب عيالم . پاسخ فرمود : برهانمت تا به مكه روى و در محفل قريش بگويى محمد را دو بار به سخره گرفتم ؟ مؤمن از يك ثقبه دو بار گزيده نمىشود و او را به دست خود هلاك كرد و ندا داد : مردى به دو مرد و در بدر ندا داد كه مالى در برابر جمعى از قريش . 11 - اماميه بر آنند كه سهم ذى القربى از خمس به مرگ پيامبر از ميان نمىرود . ابو حنيفه در تخالف با اين نظر است « 2 » و به واقع با گفت حق مخالف است كه فرمود : « و براى ذى القربى » و به لام تمليك و واو تشريك اضافه و عطف كرد . « 3 » 12 - زكات فطره و كفاره را نمىتوان به يهود پرداخت . ابو حنيفه آن را جايز مىداند « 4 » و نمىداند كه خداوند فرموده است : « نمىيابى مردمى را كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده باشند ، ولى با كسانى كه با خدا و پيامبرش مخالفت مىورزند دوستى كنند . » « 5 » 13 - اگر زكات را به كسى كه ظاهرا مسلمان است بپردازد و آشكار شود كه كافر بوده است يا آن را به شخصى دهد كه ظاهرا آزاده است و از عبد المطلب نيست
هامش
( 1 ) . اسد الغابه ، ج 1 ، ص 246 و الاصابه ، ج 1 ، ص 203 . ( 2 ) . السيره الحلبية ، ج 2 ، ص 200 و در حاشيه آن سيره زينى دحلان ، ج 1 ، ص 314 . ( 3 ) . انفال : 41 . ( 4 ) . بداية المجتهد ، ج 1 ، ص 256 . ( 5 ) . مجادله : 22 .