تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
تافته‌اند كه به صورت عموم فرموده است : « خدا در باره فرزندانتان به شما سفارش مىكند . » و « از هر چه پدر و مادر و خويشاوندان به ارث مىگذارند مردان را نصيبى است و . . . » حديثى كه ابو بكر خود آن را از پيامبر روايت كرد ، دروغ است ، زيرا منافى سخن خداوند است : « سليمان وارث داود شد . » « 1 » و ( زكريا گفت ) : « من پس از مرگ خويش از خويشاوندانم بيمناكم . مرا از جانب خود فرزندى عطا كن كه ميراث بر من و ميراث بر خاندان يعقوب باشد . » « 2 » و گفتار حضرت فاطمه سلام اللَّه عليها : « آيا تو از پدرت ارث مىيابى و من ميراث پدر نمىيابم ؟ » « 3 »
هامش
( بنگريد به : كنز العمال ، ج 3 ، ص 129 ، رقم 226 و شرح نهج البلاغه ، ص 80 ) اما گفتار ديگر ابو بكر كه : « ميراث پيامبر از آن مسلمانان تهيدست و مسكين است » مىنمايد كه او تنها تهيدستان را مستحق مىدانست نه ديگران را . ( كنز العمال ، ج 3 ، ص 125 ، رقم 2224 ) او نظر سومى نيز داشت كه مىگفت : « پيامبر فرمود : اين اموال بهره‌اى است كه خداوند ما را بدان روزى مىدهد و چون درگذشتم از آن مسلمانان است » در اين قول ، تكليف اموال ، بدون رأى خليفه روشن شده است . ( سقيفه ابو بكر جوهرى و شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 81 ) اين اختلافات به پيوست دعوى ميراث از همسران پيامبر جز عايشه ( البدايه ابن كثير ، ج 4 ، ص 203 ) كه چنين حديثى را از پيامبر نشنيده بودند و اساسا تا ده روز بعد از مرگ پيامبر چنين حديثى وجود نداشت ، دروغ ابو بكر را آشكار مىكند . د : سخن ابن معلم كه گفته است : بر فرض كه حديث ابو بكر راست باشد پيامبر فرموده است : آنچه من به عنوان صدقه قرار داده‌ام به وارث داده نمىشود ( نه آنچه به عنوان ارث نهاده‌ام ) و ما نيز مىپذيريم كه صدقات را به وارث نمىدهند . ( بنگريد به : تنوير الحوالك ، ج 3 ، ص 155 ) و دلائل ديگر ضعف خبر ابو بكر . ( 1 ) . نمل : 16 . ( 2 ) . مريم : 5 و 6 . ( 3 ) . گروهى از بزرگان سنى به دلالت اين آيات بر ميراث ، اعتراف كرده‌اند از جمله : زمخشرى در كشاف و ربيع الابرار ، ثعلبى در عرايس المجالس ، ص 400 ، فخر رازى در تفسير كبير ، ج 9 ، ص 210 .