همانند آن و بها بايد نقد باشد و اگر اجازه فروش به نحو مطلق و بدون هيچ قيدى داده شده ، بها بايد از پول رايج همان شهر باشد .
ابو حنيفه ، فروش به قيمت كمتر از مثل و به نحو نسيه را جايز مىداند ، تا آنجا كه گفته است : اگر آن شخص در فروش زمينى به قيمت صد هزار دينار وكيل شده است ، مىتواند زمين را به يك درهم نسيه سى ساله ، بفروشد ! « 1 » خرد ، زيان رساندن به غير را قبيح مىداند و پيامبر نيز فرمود : « زيان و زيان رسانندهاى در اسلام نيست . » « 2 »
3 - رهن در دست مرتهن ( كسى كه رهن را به او سپردهاند ) ، غير مضمون است و مرتهن ضامن آن نيست ولى ابو حنيفه آن را مضمون مىداند « 3 » رأى ابو حنيفه بىارزش است زيرا پيامبر فرمود : « راهن ، مرتهن را مالك رهن نمىسازد سود از آن راهن است و زيان نيز بر عهده اوست . » « 4 »
و نيز رسول خدا فرمود : « بهره بردن از مال در برابر ضمانت آن است » « 5 » و به اجماع ، سود رهن از آن راهن است .
4 - سود حاصل از رهن متعلق به راهن است ، منافعى نظير سكونت در منزل ، خدمت بردگان ، سوارى مركب ، زراعت زمين و ميوه ، پشم ، فرزند و شير .
ابو حنيفه مىپندارد كه منفعت متصل رهن نه به راهن تعلق مىگيرد ، نه به مرتهن ولى نماء منفصل « 6 » ، در شمار رهن محسوب مىشود .
هامش
( 1 ) . بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 232 و الهدايه ، ج 4 ، ص 95 ، فضل نيز اين مطلب را بيان كرده است .
( 2 ) . نهايه ابن اثير ، سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 784 ، و مسند احمد ، ج 5 ، ص 327 .
( 3 ) . بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 232 و الهدايه ، ج 4 ، ص 93 و 97 .
( 4 ) . مسند شافعى ، ص 389 ، سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 816 ، مصابيح السنه ، ج 2 ، ص 8 و منتخب كنز العمال ، ج 2 ، ص 487 .
( 5 ) . سنن ابن ماجه ، ج 2 ، ص 754 .
( 6 ) . نماء منفصل ، افزايشى در مورد رهن است كه از خود آن ، جدا باشد مانند ميوه درخت ، غله و فرزند . ( م )