ابو حنيفه باعث هتك حرمت روزه نيست ؟
نقل به دليل عموميت و فراگير بودن حديث پيامبر : « هر كه در روز ماه رمضان آميزش كند بر او كفاره است » « 1 » 7 - اماميه معتقدند كه خوردن و آشاميدن عمدى در روز رمضان براى كسى كه روزه بر او واجب بوده ، موجب قضا و كفاره است .
شافعى كفاره را واجب نمىداند « 2 » ولى رأى او با عقل و نقل هماهنگ نيست .
خرد گواه است كه پرهيز از آميزش در روزه ، دشوارتر از نخوردن و نياشاميدن و لذت بردن است و چون بر آميزش كفاره نهادهاند ، خوردن و آشاميدن به كفاره شايستهترند . « 3 » وانگهى هر سه مورد ، در هم شكننده روزه هستند ، پس ميان آنها چه
هامش
( 1 ) . مسند احمد ، ج 2 ، ص 281 به عبارتى ديگر و التاج الجامع للاصول ، ج 2 ، ص 67 ، به گفته آن كتاب حديث را هر پنج راوى ذكر كردهاند .
( 2 ) . الام ، ج 2 ، ص 100 و بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 211 .
( 3 ) . عبارت كتاب : « فلأن اداء الصوم مع الجماع اشق من ادائه مع الاكل و الشرب و التنعم و التلذذ ، فكان ايجاب الكفاره بهما اولى . . . » استدلال علامه يافت نشد و مقصود آن كاملا روشن نيست ؛ آنچه ذكر مىشود بر سبيل احتمال است .
روايت مشهورى است كه به موجب آن پيامبر بر مردى كه در روز ماه رمضان با همسر خود آميزش كرده بود كفاره مقرر ساخت . شافعى معتقد است كه سبب كفاره روزه فقط جماع است و خوردن و آشاميدن و لذت بردنى كه منجر به انزال شود سبب كفاره نيست . در توجيه سخن او از كتب مختلف دو دليل بدست مىآيد :
الف : نص كفاره تنها در مورد جماع است و فقط بايد به مورد منصوص اكتفا كرد زيرا اگر در اين مورد قياس روا بود مقتضاى قياس از آغاز توبه و قضاى روزه بود نه كفاره پس وجوب كفاره به سبب وجوب نص است . و نمىتوان آن را به موارد ديگر سرايت داد .
ب : كفاره مجازات حرمتشكنى روزه است و مجازات بزرگتر بايد به خطاى بزرگتر تعلق گيرد ؛ خطاى بزرگتر آن است كه نفس آدمى بيشتر بدان متمايل است يعنى جماع .
ظاهرا علامه با طرح دو فرض وجدانى آشكار ساخته است كه بنيان روزه بر نخوردن و نياشاميدن و خوددارى از لذتهاى منتهى به انزال است نه به خوددارى از جماع . به اين جهت فرموده است كه به جا