تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
18 - اگر شخصى داراى تمكن باشد و زكات مالى يا بدنى بر او واجب گشته باشد ، اين فريضه به مرگ او از ميان نمىرود . ابو حنيفه وجوب زكات را ساقط مىداند . « 1 » اما خداوند مىفرمايد : « از داراييهايشان صدقه بستان تا آنان را پاك و منزه سازى . » « 2 » و رسول خدا فرمود : « دين خدا براى ادا شدن شايسته‌تر است . » « 3 »
هامش
بهره بريد ، به شرط آنكه خمس بپردازيد » ( كنز العمال متقى هندى ، ج 2 ، ص 65 ) . پيامبر به مسروق بن وائل كه به محضرش آمده بود ، نوشت : «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِاز محمد فرستاده خدا صلّى اللَّه عليه و آله به مهتران حضرموت ؛ نماز به پا دارند و زكات بپردازند . بر گاوان زكات است . صدقه واجب است و در سيوب ، خمس است . » ( اسد الغابه ، ج 3 ، ص 38 ، ج 4 ، ص 354 ، الاصابه ، ج 2 ، ص 208 ، در العقد الفريد ، ج 2 ، ص 48 آمده است : پيامبر به وائل بن حجر حضرمى نوشت : « در سيوب ، خمس است . » در الاستيعاب ( حاشيه الاصابه ج 3 ، ص 642 ) به اين مطلب اشارت شده است ، نيز زينى ، دحلان در السيره النبويه اين روايت را آورده است . در قاموس ( ج 1 ، ص 87 ) آمده : السيب به معناى بخشيدن و شناختن است و السيوب ركاز است ، در اقرب الموارد نيز چنين ثبت شده است : السيب ، بخشش است و فاض سيبه يعنى بخشش او به جوش آمد و ركاز نيز با سيب مترادف است ، مثلا گفته مىشود : فلان سيبى بدست آورد يعنى ركازى بدست آورد و در سيب خمس است . بر اين اساس بايد براى عطاء و بخشش عموميت در نظر گرفت يعنى بخشش الهى را نيز كه از معناى لغت دريافته مىشود به آن ملحق كرد ، پس هر غنيمتى كه انسان از طريق تجارت كسب كند و غنايم جنگى ، مشمول بخشش و عطا هستند . همچنين به اثبات رسيده است كه غنيمت به آنچه انسان بدست آورده گفته مىشود و اين گاه بطريق كسب است گاه از راه جنگ . اين مطلبى است كه اماميه به پيروى از امامان خود ، بر آن اتفاق نظر دارند . نكته : نسبت ميان غنيمت و انفال ، عموم من وجه است ، زمينهاى باير ، انفال هستند اما غنيمت نيستند و درآمد حاصله از كسب ، نفل نيست اما غنيمت است . مورد اجتماع آنها غنايم جنگى است . نسبت بين فىء و غنيمت ، عموم مطلق است زيرا فىء دستاورد مسلمين از اموال كفار است بدون جنگ . اين گونه‌اى ويژه از غنيمت است كه آن را فيء ناميده‌اند و در كتاب خدا ، حكم خاص براى آن قرار داده شده است . نسبت بين فيء و انفال نيز چنين است . ( 1 ) . احكام قرآن ، ج 2 ، ص 97 . ( 2 ) . توبه ، 103 . ( 3 ) . منتخب كنز العمال ، ج 2 ، ص 383 .
نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 479 | العلامة الحلي / عليرضا كهنسال