و سر برداشت . امير المؤمنين سبب را پرسيد . پيامبر پاسخ داد : چون شما را با هم جمع ديدم ، خرسند شدم و به شكر آن سجده كردم . جبرئيل در سجودم فرود آمد و گفت ، آيا از اجتماع خاندانت خوشنودى ؟ پاسخ مثبت دادم و او گفت : ترا از آنچه برايشان خواهد گذشت ، آگاه كنم . فاطمه عليها السّلام ستم خواهد ديد و حق او غضب خواهد شد و نخستين كسى است كه به تو مىپيوندد . امير المؤمنين نيز ستم مىبيند ، حقش غصب مىشود و به شهادت مىرسد . فرزندت حسن ، پس از غصب حق ، باز هر كشته مىشود و پسرت حسين مظلوم و مقتول مىگردد و غريبانه مدفون مىشود . من از شنيدن اين اخبار ، گريستم و جبرئيل گفت : هر كس فرزندت حسين عليه السّلام را زيارت كند به هر گام ، صد حسنه بر او بنويسند و صد گناه از او محو كنند . از شنيدن اين سخن شادمان شدم و خنديدم . « 1 » روايات در اين باب ، متواتر است .
به خاك نهادن چهره در سجدهء شكر نزد اماميه مستحب است . فقيهان سنى با اين حكم موافق نيستند ولى حجاج بن مسلم ( ظاهرا مسلم بن حجاج ) در صحيح خود از ابو هريره روايت كرده است كه ابو جهل گفت : آيا محمد در محضر شما چهره خويش را به خاك مىمالد ؟ به او پاسخ مثبت دادند . ابو جهل گفت : به لات و عزى سوگند اگر او را در اين حال ببينم ، چهرهاش را به خاك مىمالم . روزى پيامبر را چنين ديد و آهنگ كارى را كرد كه گفته بود ، اما فرشتگان ميان او و پيامبر حائل شدند . « 2 »
28 - اماميه بر آنند كه عبور گذرندهاى بر نمازگزار ، سبب قطع نماز او نمىشود . احمد بن حنبل مىگويد : اگر گذرنده ، سگ سياه ، زن يا الاغ باشد ، نماز قطع مىگردد « 3 » ، ولى در خبر از پيامبر است كه نماز به چيزى قطع نمىشود ، اگر مىتوانيد آن امر مزاحم را
هامش
( 1 ) . فضل به اين مطلب اعتراف كرده است .
( 2 ) . ابن اثير در النهايه ، ج 3 ، ص 362 روايت را آورده است .
( 3 ) . بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 141 ، غاية المسئول شرح التاج الجامع للاصول ، ج 1 ، ص 174 و الفتاوى الكبرى ابن تيميه ، ج 4 ، ص 423 .