باشد ، نماز باطل و اگر بزرگ باشد صحيح خواهد بود . اين فتواها بهترين دليل بر دليل نداشتن صاحبان فتواست .
فصل دوّم : نماز و برخى از مباحث آن
1 - اماميه معتقدند اگر بيهوشى ، در تمام وقت نماز ادامه يابد ، نماز ساقط مىگردد و ادا و قضاى آن لازم نيست . احمد بن حنبل قضاى نماز را مطلقا واجب مىداند . ابو حنيفه مىگويد : اگر بيهوشى در پنج نماز بود ، قضاى آن واجب است ولى اگر در شش نماز بوده واجب نيست « 1 » .
هر دو فقيه با عقل و نقل مخالفت كردهاند . نقل از آن جهت كه به تواتر شيعه و سنى در خبر آمده است كه ، « تكليف از سه كس برداشته شده . . . » « 2 » و عقل از آن رو كه فهم يكى از شرايط تكليف است و بيهوش داراى فهم نيست و قضا تابع اداء است ، چون اداء ساقط شد قضا نيز ساقط است .
2 - اماميه پيش افكندن نماز و گزاردن آن در اول وقت را بهتر مىدانند مگر براى كسى كه نافله به جا مىآورد يا منتظر امام جماعت است و يا در مشعر الحرام نماز مغرب گزارد .
ابو حنيفه نماز صبح را در هنگام آشكار شدن سپيده ، مستحب مىداند و در ظهر و نماز جمعه قائل به تأخير است . « 3 »
ابو حنيفه فرمان خداوند را ناشنيده انگاشته است كه فرمود : « بر يك ديگر پيشى گيريد براى آمرزش پروردگار خويش » « 4 » و « در خيرات بر يك ديگر پيشى گيريد . » « 5 »
هامش
( 1 ) . بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 78 و الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 488 .
( 2 ) . التاج الجامع للاصول ، ج 1 ، ص 150 .
( 3 ) . بدايه المجتهد ، ج 1 ، ص 76 و الفقه على المذاهب ، ج 1 ، ص 185 و 275 .
( 4 ) . آل عمران : 133 .
( 5 ) . مائده : 48 .