4 . واجب مخيّر
اماميه بر آنند كه واجب مخيّر امكان دارد . عقل بر اين امكان گواهى مىدهد و سمع نيز وقوع آن را اعلام مىدارد . دور نيست كه حكم به ايجاب يكى از سه چيز با اين ويژگيها تعلق گيرد :
الف ) هر گاه يكى از آن سه به جاى آورده شود مكلف وظيفه خود را انجام داده باشد .
ب ) ترك هر سه جايز نباشد .
ج ) انجام دادن همه آنها واجب نباشد .
دليل سمعى چون قول خداوند : « به عنوان فديه روزه بدارد يا صدقه دهد يا قربانى كند . » « 1 » در اين آيه خداوند يكى از سه عمل را بدون تعيين ، واجب گردانيده و ترك همه را حرام كرده است . مثال ديگر : « و كفّاره آن اطعام ده مسكين است ، از غذاى متوسطى كه به خانواده خويش مىخورانيد يا پوشيدن آنها يا آزاد كردن يك بنده . » « 2 » پروردگار هيچ يك از اين سه را به صورت مشخص واجب نساخته است .
برخى از جمهور در اين مسأله با اماميه موافقت كردهاند ، برخى ديگر از ايشان گفتهاند : هر چند عمل ، واجب است و گروهى آنچه را كه مكلف انجام مىدهد واجب دانستهاند . قول ديگر گروهى از جمهور آن است كه واجب يكى از آن سه عمل مىباشد و آن معين است ولى تكليف با آن يا با يكى ديگر از آن اعمال ادا و ساقط مىگردد . « 3 »
جمله اين آراء باطل است . دليل بطلان رأى نخست ، اجماع بر خلاف آن مىباشد زيرا انجام يكى از آن افعال موجب و مقتضى ثواب است پس بقيه واجب نيستند .
( ايجاب همهء افعال ) با تخيير و آزادى انتخاب همراه و موافق نيست و واجب بودن
هامش
( 1 ) . بقره : 196 .
( 2 ) . مائده : 89 .
( 3 ) . جمع الجوامع ، ج 1 ، ص 175 و المستصفى ، ج 1 ، ص 43 .