پس در نظر شارع قول به گسترده بودن وقت امرى ضرورى است .
برخى از جمهور گفتهاند : عمل در اول وقت واجب است و اگر به تأخير افتد ، قضا خواهد شد . « 1 » برخى از حنفيان نيز بر آنند كه عمل در آخر وقت واجب است و اگر پيش افتد ، مستحب است . « 2 »
قرآن سخن اين دو گروه را تكذيب مىكند زيرا خداوند نماز را در زمان محصور ميان غروب آفتاب و سياهى شب قرار داده و تخصيص وجوب نماز به اول يا آخر وقت ، ترجيح بدون مرجح و محال است .
3 . واجب كفايى
اماميه و موافقان ايشان از جمهور ، گفتهاند كه واجب كفايى بر همه واجب است به گونهاى كه اگر يك نفر آن را انجام داد تكليف از ديگران ساقط مىشود زيرا مقصود شارع انجام شدن آن فعل بوده مانند جهاد كه قصد شارع از آن ، نگاهبانى و حفظ مسلمانان است و اگر كسى آن را به جا آورد از ديگران ساقط مىگردد و اگر هيچ كس آن را انجام ندهد همه گناهكارند .
گروهى از اهل سنت گفتهاند : عمل بر يك نفر واجب است ولى او معين نيست . « 3 » اين سخن باطل است زيرا واجب ، به گونهاى است كه اگر كسى آن را انجام دهد پاداش مىيابد و اگر آن را ترك كند مجازات مىشود . شخص مجهول را نمىتوان پاداش و كيفر داد . پس وجوب تحقق نمىيابد در حالى كه ثبوت آن را مسلم دانسته بوديم .
هامش
( 1 ) . المستصفى ، ج 1 ، ص 44 و 45 و شرح المحلى بر جمع الجوامع ، ج 1 ، ص 190 فضل در موضع مناسب هر دو مطلب را ذكر كرده است .
( 2 ) . المستصفى ، ج 1 ، ص 44 و 45 و شرح المحلى بر جمع الجوامع ، ج 1 ، ص 190 فضل در موضع مناسب هر دو مطلب را ذكر كرده است .
( 3 ) . حاشيه البنانى ، ج 1 ، ص 184 و جمع الجوامع ، ج 1 ، ص 182 .