تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
آيا خردمندى مىپذيرد كه چنين افرادى با على عليه السّلام نبرد كنند ( و حق به جانب على نباشد ؟ )

پاسخ يزيد به فرزند عمر

بلاذرى گفته است : « هنگامى كه حسين عليه السّلام به شهادت رسيد ، عبد اللَّه فرزند عمر به يزيد بن معاويه نوشت : اما بعد همانا بلا و فاجعه سترگ گشت و مصيبت بزرگ شد . در اسلام رخدادى شگرف پديد آمد و هيچ روزى چون روز كشته شدن حسين نيست . يزيد پاسخ داد : اما بعد ، اى احمق ! ما سراهاى نو بنيان و فرشهاى فاخر و جايگاههاى بر شكوه را تصاحب كرديم . و بر سر آنها جنگيديم . اگر آنها راستى از ما بود از حق خويش پاسدارى كرديم و اگر به ديگرى تعلق داشت پدر تو نخستين كسى بود كه حق را از صاحبانش غصب كرد . » « 1 »

فاطمه و غصب فدك

واقدى و ديگر راويان سنى در احاديث صحيح خود نقل كرده‌اند : هنگامى كه پيامبر خيبر را گشود ، برخى از روستاهاى يهود را براى خود برگرفت . جبرئيل اين آيه را فرود آورد : « حق خويشاوند را ادا كن . » « 2 » پيامبر پرسيد : نزديكانم كيستند و حق ايشان چيست ؟ جبرئيل گفت : فاطمه ؛ فدك و عوالى را به او ببخش . محصول آن اراضى در اختيار فاطمه
هامش
( 1 ) . مظفر مىگويد : اين نكته ، امرى ضرورى و بديهى است و براى اثبات آن نيازى به گفته يزيد يا ديگرى نيست ، زيرا هر خردمندى در مىيابد كه امام حسين عليه السّلام به شمشير خليفگان نخستين كشته شد . از اين رو قاضى بن قريعه سروده است : اگر دم تيغهايى كه به فرمان خليفه فرود مىآيند ، نبود ، از اسرار آل محمّد طرفه‌اى مىگفتم هويدا مىساختم كه حسين عليه السّلام در روز سقيفه به شهادت رسيد . ( 2 ) . اسراء : 26 .