بود تا پيامبر در گذشت . پس از بيعت با ابو بكر ، او زمينها را باز پس گرفت . فاطمه در اين باب با ابو بكر سخن گفت و بيان داشت كه پيامبر آنها را به او بخشيده است . ابو بكر گفت :
من آنچه را كه پدرت به تو داده ، از تو دريغ نخواهم داشت و خواست نامهاى براى فاطمه بنويسد . عمر بن خطاب مانع شد و گفت : فاطمه يك زن است از او بخواه براى اثبات دعوى خود گواه آورد . ابو بكر چنين كرد و فاطمهام ايمن ، اسماء بنت عميس و على عليه السّلام را شاهد گرفت و ابو بكر فرمان بازگشت اراضى را نوشت . چون اين خبر به عمر رسيد ، فرمان را گرفت و پاره كرد . فاطمه سوگند خورد كه با آن دو تن سخن نگويد و در حالى كه بر ايشان خشمگين بود در گذشت . » « 1 »
مامون هزار كس از فقيهان را به مناظره خواند و نتيجه پژوهش آنها به ردّ فدك بر فرزندان علويان رسيد و مأمون فدك را به فرزندان علويان باز گرداند . « 2 »
ابو هلال عسكرى در كتاب « اخبار الاوائل » آورده است : « نخستين كسى كه فدك را به فرزندان فاطمه باز گرداند ، عمر بن عبد العزيز بود ، در حالى كه معاويه آن را به مروان بن حكم ، عمر بن عثمان و يزيد بخشيده بود . و بهره هر كس 3 / 1 اراضى بود . سپس آن املاك غصب شد و سفاح به ايشان بخشيد . آنگاه دوباره غصب گشت و مهدى آنها را باز گرداند و چون دگر باره غصب شد مامون فرمان باز گرداندن زمينها را داد .
ابو هلال مىافزايد : اراضى فدك چند بار ديگر نيز غصب شد واثق ، معتمد ، معتضد و راضى آنها را باز گرداندند . » « 3 »
جابر بن عبد اللَّه - بىشاهد و بينه - دعوى كرد كه پيامبر چيزى را به او بخشيده بود و ابو بكر آن را به او داد . جابر بن عبد اللَّه حاضر شد و گفت كه پيامبر به او وعده داده كه سه
هامش
( 1 ) . السيره الحلبيه ، ج 3 ، ص 362 از ابن الجوزى و شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 101 .
( 2 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 3 ، ص 203 و معجم البلدان .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 81 ، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى ج 2 ، ص 160 .