تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
حميدى در جمع بين صحيحين در حديث ابو محذوره سمره بن مغيره ترتيب اذان را اين گونه آورده است : تكبير و اشهد ان لا إله الا اللَّه ، اشهد ان محمّدا رسول اللَّه ، حى على الصلاة ، حى على الفلاح هر يك دو بار ، اللَّه اكبر و لا إله الا اللَّه . « 1 » شافعى در كتاب « الأم » گفته است : جمله « الصلاة خير من النوم » مكروه است زيرا ابو محذورة آن را بيان نكرده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . همان . ( 2 ) . ابن رشد در كتاب خود « بدايه المجتهد » ، ( ج 1 ، ص 83 ) ، پس از بيان آراء در اذان و گزينش مطلوب خويش ، مىگويد : در باره « الصلاة خير من النوم » كه مؤذن آن را در اذان صبح بر زبان مىآورد ، اختلاف است . جمهور و بيشتر دانشمندان بر آنند كه اين جمله بايد در نماز صبح گفته شود و برخى نظر داده‌اند كه نبايد گفته شود زيرا جزء اذانى كه در سنت ( پيامبر ) بوده ، نيست و شافعى از افرادى است كه چنين رايى دارند . علت اختلاف در اين باب آن است كه آيا جمله مذكور از زمان عمر رايج شده يا در روزگار پيامبر نيز بوده است ؟ » براى آگاهى بيشتر از اختلاف در اين مسأله به السيره الحلبيه ، ج 2 ، ص 97 نگاه كنيد . مالك در كتاب خود « الموطأ » ج 1 ، ص 93 ، روايتى آورده است : « موذن به نزد عمر آمد تا اذان صبح بگويد و عمر را خفته ديد . به او خطاب كرد كه نماز بهتر از خواب است . عمر فرمان داد تا همين جمله را در اذان صبح قرار دهد . » زرقانى در باره اين روايت مىنويسد : حديث مذكور را « الدارقطنى » در سنن از طريق وكيع در كتابش ، از العمرى ، از نافع ، از ابن عمر ، از عمر ، بيان كرده است . » نيز او مىگويد : « از سفيان ، از محمّد بن عجلان ، از نافع بن ابن عمر ، از عمر نقل شده كه به موذن خود گفت : چون در اذان صبح به حى على الفلاح رسيدى بگو « الصلاة خير من النوم » . همين روايت در كنز العمال از الدارقطنى ، ابن ماجه و البيهقى از ابن عمر ، نقل شده است . نيز همانند آن از ابن ابى شيبه از حديث هشام بن عروة . همچنين در كنز العمال از عبد الرزاق از ابن جريح آمده است : « حسن بن مسلم مرا خبر داد كه مردى از طاوس پرسيد : الصلاة خير من النوم ، چه زمانى گفته شد ؟ او پاسخ داد : در روزگار پيامبر نبوده است » عمر به افزايش اذان صبح بسنده نكرد و از اذان و اقامه صبح ، « حى على خير العمل » را كاست . قوشچى كه از متكلمان بزرگ اشعرى است ، در اواخر مبحث امامت از شرح التجريد ، ص 408 مىنويسد : « عمر بر منبر رفت و گفت : اى مردم سه چيز در زمان پيامبر بود كه من آنها را تحريم و بر انجامشان كيفر مىكنم : متعه زنان ، متعه حج و حى على خير العمل » . . .