كه شش ماهه زاده بود . على عليه السّلام گفتار خداى را به او تذكر داد « و مدت حمل تا از شير باز گرفتنش سى ماه است . » « 1 » و « مادرانى كه مىخواهند شير دادن را به فرزندان خود كامل سازند ، دو سال تمام شيرشان بدهند . » « 2 » عمر دستور سنگسار كردن را پس گرفت . » « 3 »
اين حديث ، اقدام عمر براى كشتن نفس محترم و انجام گناهى را كه موجب قذف است نشان مىدهد .
احمد بن حنبل در مسند خود روايت كرده كه عمر بن خطاب آهنگ سنگسار كردن زن ديوانهاى را كرد . على عليه السّلام به او فرمود : نبايد چنين كنى . آيا نشنيدى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « تكليف از سه تن برداشته شده : خفته تا بيدار گردد ، ديوانه تا هشيار و كودك تا محتلم » عمر از تصميم خود بازگشت . « 4 »
ابن حنبل از سعيد بن مسيب نقل كرده كه عمر در مشكلى كه ابو الحسن على عليه السّلام حاضر نباشد به خدا پناه مىبرد . « 5 »
حميدى در جمع بين صحيحين روايت كرده كه عمر حد شرابخوار را نمىدانست .
روايت كردهاند كه او سنت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله را در اين باب تغيير داد . « 6 » در همان كتاب است
هامش
( 1 ) . احقاف : 15 .
( 2 ) . بقره : 233 .
( 3 ) . كنز العمال ، ج 3 ، ص 96 از برخى حافظان و ص 228 ، از گروهى از بزرگان اهل حديث ، الدر المنثور ، ج 1 ، ص 288 ، ذخائر العقبى ، ص 82 ، الرياض النضره ، ج 4 ، ص 194 ، الاستيعاب حاشيه الاصابه ، ج 3 ، ص 39 ، عمر گفت : اگر على نبود عمر هلاك مىشد .
( 4 ) . مستدرك الحاكم ، ج 2 ، ص 59 و ج 4 ، ص 227 ، ذخائر العقبى طبرى ، ص 81 ، در حاشيه شرح العزيز بر الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 417 ، مصباح الظلام دمياطى ، ج 2 ، ص 56 ، تذكره الخواص ، ص 57 ، به نقل از الغدير ، ج 6 ، ص 102 ، آمده است كه عمر گفت : اگر على نبود عمر هلاك مىشد .
( 5 ) . اسد الغابه ، ج 4 ، ص 22 ، الاصابه ، ج 2 ، ص 509 ، الاستيعاب ، ج 3 ، ص 39 ، ذخائر العقبى ص 82 ، الرياض النضره ، ج 2 ، ص 197 .
( 6 ) . مستدرك الحاكم ، ج 4 ، ص 375 ، كنز العمال ، ج 3 ، ص 101 ، موطأ مالك ، ص 186 ، در كتاب الاشربه و البخارى در كتاب الحدود .