9 . ابو بكر ارث فاطمه را از او باز داشت و فاطمه فرمود : « اى فرزند ابى قحافه آيا تو از پدرت ارث مىبرى و من ميراث پدر نمىيابم ؟ » « 1 » ابو بكر به روايتى استدلال كرد كه
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 86 ، مىگويد : « خلق مىپندارند اختلاف فاطمه عليها السّلام با ابو بكر در دو چيز بود ، ميراث و بخشيدهء پيامبر . ولى من در حديث يافتم كه مورد سومى نيز وجود داشت كه ابو بكر آن را از فاطمه عليها السّلام بازداشت و آن سهم ذى القربى بود » .
دعوى حضرت فاطمه عليها السّلام در ارث ، در باره فيء و صفاياى پيامبر بود . مطالبه حضرت فاطمه عليها السّلام در باب فيء بر دو اساس بود :
الف : فيء ملك شخصى پيامبر و متفاوت با انفال ، خمس و غنايم بود . همان گونه كه ثعالبى در سوره حشر آيه ( 6 و 7 ) بيان داشته ، ( بنگريد به آيات الاحكام جصاص ، ج 3 ، ص 430 ، الدر المنثور ، ج 6 ، ص 192 ، السير الحلبيه ، ج 2 ، ص 268 ، ج 3 ، ص 361 و در حاشيه آن سيره زينى دحلان ، ج 2 ، ص 100 ) ، در سيره حلبيه آمده كه عمر گفت : اى پيامبر آيا خمس آنچه را كه بدست آوردهاى نمىپردازى ؟ پيامبر فرمود : من در چيزى كه خداوند ويژه من گردانده ، چيزى قرار نمىدهم تا مانند كسى باشم كه دو سهم پرداخته است .
ب : پيامبر فيء بنى نضير و ديگران را بر مردانى كه ابو بكر و زبير از آنها بودند بخش كرد و براى رفع نيازهاى خود مانند نفقه نزديكان و همسرانش پارهاى را براى خويش برگرفت . همان گونه كه كنيزان و اسبانى را براى خود از خمس غنايم بر مىگرفت .
ترديدى نيست كه آنچه پيامبر براى خود برمىگزيد ، ملك شخصى او بود زيرا هيچ كس دعوى نكرد كه صفاياى پيامبر از غنايم ، ملك شخصى او نبوده است . ابو بكر نيز چنين سخنى نگفت ، او خود از جهان رفت و خانه وارث براى همسرانش نهاد . دختر و فرزندانش هم پس از مرگ او ميراث يافتند و به ديگرى چيزى نرسيد . هيچ كس به ملك ابو بكر و زبير تعرض نكرد و مهاجرينى را كه پيامبر اموال بنى نضير را ميانشان تقسيم كرده بود مورد اعتراض قرار نداد ، تنها رسول خدا بود كه در حق فرزندش چنين ستمى روا داشتند .
هنگامى كه ابو بكر ارث فاطمه عليها السّلام را از او باز داشت ، آن حضرت فرمود : « اكنون شما مىپنداريد كه من ارث نمىبرم ؟ آيا به حكم جاهليت داورى مىكنيد ؟ براى آنان كه يقين دارند حكم چه كسى از خداوند شايستهتر است ؟ اى مسلمانان ! ميراث پدرم را به ستم ستانده است . اللَّه اللَّه ! اى فرزند ابى قحافه ، آيا تو از پدرت ارث مىيابى و من از پدر ميراثى ندارم ؟ همانا شگفتى آوردى ! ( بنگريد به شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 79 و 92 ، اعلام النساء طبع دمشق ، ج 3 ، ص 208 ، بلاغات النساء ، طبع حيدريه ، ص 14 ) .
ابو بكر از سخن حضرت فاطمه عليها السّلام در هم شد و به حديث ( لا نورث ) كه جز خودش هيچ كس ديگر آن را