فقط خودش آن را از پيامبر نقل نمود . « 1 » او روايات اندكى از پيامبر نقل كرده است .
ابو بكر در علم تهيدست و در مال ، بدهكار بود . و صدقه به وى تعلق مىگرفت . به هر حال به فاطمه عليها السّلام گفت : « پيامبر فرموده است كه ما پيامبران ارث نمىگذاريم ، آنچه از ما باقى بماند صدقه است . »
قرآن با اين گفته ابو بكر صريحا مخالف است و در حكم صريح وصيت پيامبر را نيز داخل مىكند : « خداوند در باره فرزندانتان به شما سفارش مىكند . » « 2 » قرآن به نص ، بيان مىدارد كه پيامبران ميراث مىنهند « و سليمان از داود ارث برد » « 3 » و از قول زكريا :
« من پس از مرگ خويش از خويشاوندانم بيمناكم و زنم نازاينده است . مرا از جانب
هامش
ص 161 .
ابو بكر پس از درخواست حضرت فاطمه عليها السّلام از او شاهد طلبيد كه حكايت آن در كتب مذكور ، آمده است . گواه ديگر جعلى بودن روايت ابو بكر اين است كه چون آن حضرت به سوگ پيامبر - كه براى او بهترين پدر بود - گرفتار آمد ، ده روز به سوگوارى پرداخت و آنگاه به او خبر رسيده كه ابو بكر كارگرانش را از فدك بيرون رانده است . ( بنگريد به مكاتيب الرسول ، ج 2 ، ص 581 ، شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 97 ) .
درخواست حضرت فاطمه عليها السّلام نسبت به سهم ذوى القربى نيز در مآخذ فراوانى آمده است : السيره الحلبيه ، ج 3 ، ص 362 ، فتوح البلدان ، ص 44 ، وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 157 ، صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 143 ، معجم البلدان ، ج 4 ، ص 239 ، شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 86 .
طلب آن حضرت در باب سهم پيامبر از غنيمت و فيء نيز از سوى بزرگان سنى ذكر شده است :
كنز العمال ، ج 3 ، ص 125 ، از ام هانى و ج 4 ، ص 52 ، السيره الحلبيه ، ج 3 ، ص 361 ، البدايه و النهايه ، ج 5 ، ص 289 ، صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 143 .
درخواست ايشان نسبت به صدقات رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه بزرگان قوم به آن تصريح كردهاند از جمله : متقى در كنز العمال ، ج 3 ، ص 129 ، سمهودى در وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 157 ، مسلم در صحيح خود ، ج 3 ، ص 144 ، حلبى در السيره الحلبيه ، ج 3 ، ص 361 ، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 86 .
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 91 ، تاريخ الخلفاء ، ص 73 ، الملل و النحل ، ج 1 ، ص 25 ، كنز العمال ، ص 113 ، الصواعق المحرقه ، ص 91 و 23 ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 13 .
( 2 ) . نساء : 11 .
( 3 ) . نمل : 16 .