تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
خود فرزندى عطا كن ، كه وارث من و وارث خاندان يعقوب باشد . » « 1 » همچنين ابو بكر با عمل خود نيز به مخالفت با گفتارش برخاست زيرا امير المؤمنين و عباس در استر ، شمشير و عمامه پيامبر اختلاف كردند و ابو بكر آنها را ميراث امير المؤمنين دانست . « 2 » اگر آنها صدقه بودند به على عليه السّلام تعلق نمىگرفتند و ابو بكر بايد آنها را از امام مىگرفت . وانگهى با اين فرض بايد اهل بيتى كه خداوند آنها را طاهر گردانيده « 3 » بود مرتكب خطا شده باشند . پناه بر خدا از اين سخنان زشت و باورهاى باطل . ابو بكر فدك را از فاطمه ستاند در حالى كه پيامبر آن را به دخترش بخشيده بود و صدقه نداده بود . « 4 » خداوند فاطمه را از زشتيها پيراسته و پاكيزه كرده بود و پيامبر به فرمان خدا فاطمه را در دعا ياور خود گرفت . « 5 » چگونه خداوند به پيامبر خود فرمان يارى جستن از دخترش را مىدهد و ابو بكر او را در ادعايش دروغگو و غاصب مال
هامش
( 1 ) . مريم : 6 . ( 2 ) . از جمله كسانى كه اين واقعه را ذكر كرده ، علّامه احمدى در مكاتيب الرسول ( ج 2 ، ص 595 ) است . اين ماجرا در شرح نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 79 ، نيز از كتاب السقيفه ابو بكر جوهرى آمده است تا آنجا كه مىگويد : ابو بكر حكم كرد كه من شمشير و مركب و كفش پيامبر را به على مىدهم . در مسند احمد ، ج 1 ، ص 13 ، آمده است : ابن عباس گفت : چون پيامبر ديده فروبست و ابو بكر بر جاى او نشست عباس با على عليه السّلام در چيزهايى كه رسول خدا بر جا نهاده بود ، اختلاف پيدا كرد و ابو بكر گفت : آنچه باقى مانده بوسيله پيامبر تغييرى نيافته بود پس من نيز در آنها دگرگونى پديد نمىآورم . . . مانند اين حديث در كنز العمال ، ج 3 ، ص 125 ، در آغاز كتاب خلافت ، آمده است . در روايت فوق چهره ديگرى از تناقض گويى ابو بكر آشكار مىشود زيرا اگر به گمان او ما ترك پيامبر از صدقات بود چگونه ابو بكر مىخواست در آنها تغييرى ندهد و تصرفى در آنها نكند ؟ چه تغيير و تصرفى بالاتر از حكم پيامبر به اينكه آنها صدقه‌اند ؟ ( 3 ) . اشاره به سوره احزاب ، آيه 33 ( آيه تطهير ) . ( 4 ) . اگر ابو بكر دخت گرامى و پاره تن پيامبر را تصديق مىكرد آن بزرگوار اندوهگين باز نمىگشت و تا دم مرگ بر ابو بكر خشمگين نمىماند . ( 5 ) . آل عمران : 61 .