هامش
ننهد و پيوسته اين وصيت از نسلى به نسلى انجام يافت تا نور به جد پيامبر عبد المطلب و سپس به فرزندش عبد اللَّه و همسر عبد اللَّه آمنه رسيد . اين گونه خدايش نسب او را از زناى جاهليت دور داشت . . . » ( سيره زينى دحلان مفتى مكه در حاشيه السيره الحلبيه ج 1 ، ص 8 ) نويسنده ، در صفحه 33 همان كتاب مىگويد : در احاديث بسيارى بيان شده كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « من پيوسته از پشتهاى پاك به رحمهاى پاك درمىآمدم . و در روايتى خداوند همواره مرا از صلبهاى نيكو به رحمهاى مطهر در مىآورد . . . » گفتار پيامبر : « از پشتهاى پاك به رحمهاى مطهر » دليل است كه پدران و مادران او از آدم و حواء پيراسته از كفر بودند زيرا كافر را به پاكى توصيف نمىكنند .
او در صفحه 59 پس از نقل روايت مىگويد : كافر به طهارت وصف نمىشود و اين دليل پيراستگى پدران و مادران پيامبر از كفر است .
در صفحه 62 مىنويسد : فخر رازى در تفسيرش آورده است : پدران پيامبر بر دين حنيف ابراهيم بودند همان گونه كه زيد بن عمرو بن نفيل و همانندان او چنين بودهاند . بلكه پدران و مادران همه پيامبران به سبب بزرگداشت مقام نبوت ، با ايمان بودهاند . آذر پدر ابراهيم نبود و عموى او بود . دليل طهارت اجداد پيامبر آيه « و گرديدن تو در ميان سجدهكنندگان » است . خود پيامبر نيز فرمود : « پيوسته از پشتهاى پاك به رحمهاى مطهر در آمدم » در حالى كه خداوند فرموده « مشركان نجس و ناپاكند » ( توبه ، 28 ) پس اجداد پيامبر نبايد مشرك باشند .
واژه پدر گاهى بر عمو گفته مىشود همچنان كه فرزندان يعقوب به او گفتند : « ما خداى تو و خداى پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحق را پرستش مىكنيم . » ( بقره ، 133 ) آنها اسماعيل را پدر يعقوب ناميدند در حالى كه عموى او بود . ( نيز بنگريد به التفسير الكبير فخر رازى ، ج 24 ، ص 175 ) زينى دحلان افزوده است : « بزرگان اهل تحقيق سخن رازى را پذيرفتهاند ، از جمله علّامه سنوسى و تلمسانى حاشيهنويس شفا ، كه گفتهاند : هيچ يك از پدران و مادران پيامبر مشرك نبودهاند و جملگى مسلم بودهاند زيرا حضرتش همواره از صلبهاى مطهر به رحمهاى پاك منتقل مىشد و اين وصف جز با ايمان به خدا سازگار نيست . » ( پس آنچه تاريخ نويسان بيان كردهاند از سر بىآزرمى و بىادبى است ) جلال الدين سيوطى سخن فخر رازى را با دليلهاى فراوان تأييد كرده است و در اين باب رسالههايى نگاشته است ، خدايش پاداش نيكو دهد و كوشايىاش را پاس نهد . . . حافظ بن ناصر - رحمت حق بر او - سروده است : احمد نورى خيرهكننده بود كه در پيشانى سجدهكنندگان مىدرخشيد و در ايشان از نسلى به نسل منتقل مىگشت تا برترين پيامبران برآمد .
ماوردى در كتاب اعلام النبوة گفته است : اگر بر حال دودمان و نسب پيامبر آگهى يا بى در مىيابى كه نسل او پدران بزرگوارى بودهاند كه در ميانشان فرومايهاى پديد نيامده بلكه جملگى سروران و رهبران قوم خود