مىتوان گفت او فراموش كرده است ؟ اين ، خطا در خطا و سهو در سهو است . چه كسى دانست كه ابو بكر و عمر آنچه را كه پيامبر فراموش كرده بود به ياد داشتند ، با آنكه ايشان در اين باب سخنى با پيامبر نگفتند و او را يادآور نشدند ؟
در صحيحين از عبد اللَّه بن عمر روايتى از پيامبر آمده است : « رسول خدا زيد بن عمرو بن نفيل را فرا خواند و اين واقعه پيش از فرود آمدن وحى بود . او نزد پيامبر آمد و پيامبر سفرهاى آورد كه در آن گوشت بود . زيد از خوردن پرهيز كرد و گفت : من از آنچه كه به انصاب كشتهاند و از آنچه كه نام خدا بر آن برده نشده است ، نمىخورم . » « 1 »
آيا مىتوان پيامبرى را به پرستش بتها و قربانى بر انصاب و خوردن آنها توصيف كرد ؟ آيا زيد بن عمرو بن نفيل از پيامبر به خدا آشناتر و پرهيزگارتر بود ؟ پناه به خدا از اين باورهاى خطا و بىاعتبار .
در صحيحين از حذيفة بن اليمان روايت شده است : « من با پيامبر بودم ، كه به مزبله قومى رسيد ، ايستاده بول كرد و من دور شدم پيامبر فرمود : پيش آى . من نزديك شدم تا به پشت سر او رسيدم . پيامبر وضو ساخت و بر كفشهاى خود مسح كرد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . در بخارى ، ج 7 ، ص 118 ، باب « ما ذبح على النصب و الاصنام » آمده است ، صريحتر از اين روايت ، خبرى است كه احمد بن حنبل بيان كرده است ( مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 189 ) ؛ روايت او از نوفل بن هشام بن سعد بن زيد از پدر زيد و از جد او . . . كه زيد بن عمرو بن نفيل بر پيامبر گذشت و ابو سفيان بن الحرث با پيامبر بود و با هم غذا مىخوردند . زيد را دعوت كردند و او گفت : اى پسر برادرم ، من آنچه را كه با نصب ذبح شده باشد نمىخورم . از آن روز تا هنگام بعثت ديده نشد كه پيامبر چنين ذبيحهاى بخورد .
راز جعل اين حديث آن است كه خلفاى سهگانه و ابو سفيان و مانند او در جاهليت از چنين گوشتى مىخوردهاند .
( 2 ) . در صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 109 ، باب مسح بر كفش ، اين روايت با حديث ديگرى ذكر شده است كه در مفاد و معنا همانندند . دو روايت از اين دست در بخارى ، ج 1 ، ص 64 ، در باب « بول عند صاحبه » و باب « البول قائما و قاعدا » آمده است ؛ همچنان كه در تاج الاصول ، ج 1 ، ص 92 . راز جعل اين احاديث آن بوده كه برخى از صحابه گرفتار اين عمل پست بودهاند ، آن گونه كه از روايت بخارى آشكار مىشود : « پس پيامبر