در جمع بين صحيحين از ابو هريره روايت شده است كه نماز بر پا شده بود و نمازگزاران پيش از آمدن پيامبر به صف ايستاده بودند . پيامبر نزد ما آمد . هنگامى كه در مصلى ايستاد به ياد آورد كه جنب است ؛ به ما گفت : بر جاى خود بايستيد . ما همچنان بر پا ايستاديم تا غسل كرد و در حالى نزد ما آمد كه آب از سرش مىچكيد ، آنگاه تكبير گفت و نماز كرديم . « 1 »
خردمندان تأمل كنند ، آيا سزاوار است فرومايهترين مردم را اين گونه وصف كنند كه فلان در حال جنابت در صف جماعت مىايستد ؟ و آيا اين عمل جز كوتاهى و سستى در عبادت چيز ديگرى است ؟ حال آنكه خدا فرموده است : « بر يك ديگر پيشى گيريد براى آمرزش پروردگار خويش . » « 2 » و « در خيرات بر يك ديگر پيشى گيريد . » « 3 » كدام مكلفى براى پذيرش اين امر از پيامبر و خاندان و آل او شايستهتر است ؟
در جمع بين الصحيحين از ابو هريره روايت شده كه پيامبر يكى از دو نماز را كه بيشتر گمان مىكنم نماز عصر بود ، دو ركعتى بجاى آورد و سلام داد . « 4 » سپس به سوى چوبى كه در آستانه مسجد بود رفت و دست خود را بر آن نهاد . ابو بكر و عمر در ميان نمازگزاران بودند ولى از هيبت او سخنى نگفتند . پيامبر به شتاب خارج شد و مردم از يك ديگر پرسيدند : آيا نماز قصر شده است ؟ مردى كه پيامبر او را ذو اليدين مىخواند اين سؤال را از رسول خدا پرسيد . پيامبر فرمود : نه فراموش كردم و نه قصر . ذو اليدين گفت :
نه ، فراموش كردى . پيامبر دو ركعت ديگر بجا آورد و سلام داد .
خردمند داورى كند آيا رواست چنين عملى را به رسول خدا نسبت دهند ؟ چگونه
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 74 و صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 227 و سنن ابو داود ج 1 ، در باب جنبى كه با مردم نماز مىخواند و جنابت خود را فراموش كرده است .
( 2 ) . آل عمران : 133 .
( 3 ) . مائده : 48 .
( 4 ) . و در بخارى ، ج 2 ، ص 82 و با اندك تفاوتى در مسلم ، ج 1 ، ص 215 .