در « صحيحين » روايت كردهاند كه پيامبر با مردم دو ركعت نماز عصر گزارد ، سپس داخل خانه خود شد و هنگامى كه براى انجام برخى از كارهايش بيرون آمد ، مردم او را آگاه كردند ، آنگاه دو ركعت ديگر گزارد و نماز را تمام كرد . « 1 »
چه نقصى بالاتر از اين و چه پستى و فرومايگى بيشتر ؟ اين روايت مىنمايد كه پيامبر از عبادت خدايش رو گرداند و به امور ديگر پرداخت . در نماز سخن گفت و خطاى خويش را اصلاح نكرد . پناه بر خدا از اين باورهاى ناروا .
سنيان نقصها و خطاهاى بسيار به پيامبر نسبت دادهاند . حميدى در « الجمع بين الصحيحين » از عايشه روايت كرده كه گفت : « نزد پيامبر با عروسكهايى بازى مىكردم و همبازيهايى داشتم ، هنگامى كه پيامبر وارد مىشد سر و روى خود را مىپوشاندند .
پيامبر به آنها اشاره مىكرد و آنان با من بازى مىكردند . » « 2 »
نيز حميدى ( از عايشه ) روايت كرده است : « در خانه پيامبر با عروسكها بازى
هامش
و مسلم در الصحيح ، ج 1 ، ص 216 ، باب السهو في الصلاة و السجود له و بخارى در الصحيح ج 2 ص 82 باب من لم يتشهد في سجدتى السهو و ابو داود در سنن خود ج 1 ص 366 و ابن رشد در بدايه المجتهد ج 1 ص 153 ، آوردهاند . جملگى اين حديث را از ابو هريره روايت كردهاند .
( 1 ) . اين خلاصه روايتى است كه مسلم در الصحيح ، ج 1 ، ص 215 ، باب السهو في الصلاة و السجود له و بخارى نيز در ج 1 ، ص 82 ، باب من يكبّر في سجدتى السهو ، از ابو هريره روايت كردهاند .
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 8 ، ص 37 ، كتاب الادب ، باب الانبساط الى الناس و صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 120 ، كتاب فضائل الصحابه باب فضل عائشه و در مصابيح البغوى ، ج 2 ، ص 27 ، در باب عشرة النساء من كتاب النكاح از عايشه : « پيامبر از جنگ تبوك يا حنين بازگشت . بادى ورزيد و در اتاق او پردهاى بود ، گوشهاى از پرده كنار رفت و عروسكهايى كه عايشه با آنها بازى مىكرد آشكار شد . پيامبر پرسيد : عايشه اينها چيست ؟ عايشه گفت :
عروسكهايم . پيامبر در ميان آنها اسبى را ديد كه دو بال چرمى داشت . پرسيد : اين كه در ميان آنهاست چيست ؟
عايشه پاسخ داد : اسب است .
- اين چيست ؟ - بالهاى اوست .
- آيا اسب بال دارد ؟ عايشه گفت : آيا نشنيدهاى كه سليمان اسبان بالدار داشت ؟ پيامبر خنديد . »