اشعريان با مخالف خود ، روا داشتهاند كه خداوند بندهء خود را بدون جرم به انواع رنجها و شكنجهها بيازارد در حالى كه نه غرض و هدفى دارد و نه پاداش و عوضى به او مىرساند و كودكان ، پيامبران و اولياء خويش را بىغرض و عوض آزار دهد . « 1 »
ما به ضرورت مىدانيم كه اگر انسانى چنين كند ، خردمندانش ستمگر و سفيه شمارند ، پس چگونه آدمى چنين كاستيهايى را به خدايش نسبت دهد و از او نهراسد ؟
و چگونه در رستاخيز از او شرمسار نباشد .
آنگاه كه فرشتگان عذاب از او بپرسند : آيا تو كسى را بىگناه شكنجه مىكردى در حالى كه به او در برابر رنجى كه برده است ، عوضى نمىدادى ؟ و او مىگويد ، هرگز چنين نمىكردم . پس به وى گفته مىشود : چگونه عملى را كه بر خود نمىپسنديدى به خدايت منسوب داشتى ؟
هامش
( 1 ) . فضل در اين باب مىگويد : اشعريان بر آنند كه چيزى بر خدا واجب نيست ، نه عوض براى رنج و نه چيز ديگرى .