تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
اشعريان با اين شرط مخالفت ورزيده‌اند و تكليف به كودك و ديوانه را صواب دانسته‌اند . « 1 » آيا حكم خرد بر اين قرار مىيابد كه كودك نوزاد را به نماز و روزه و حج فرمان دهند و بر ترك آنها عذاب كنند ؟ همچنان كه ديوانه‌اى را ؟ ! 3 . دريافتن و فهم مكلف ، تكليف به كسى كه مفاد و معناى آن را در نمىيابد ، ممكن نيست . اشعريان در اين شرط نيز راه خلاف را پيموده‌اند « 2 » و لازمه سخن ايشان آن است كه تكليف به مهملات و امور بىمعنا و اجبار و الزام شخص به شناخت آنها - با آنكه اصلا معنايى ندارند - جايز باشد . آيا فرهيخته‌اى بر خود مىپسندند كه چنين گفتارها و آرايى را بپذيرد ؟ 4 . امكان فعل براى مكلف ، تكليف به محال ، صحيح نيست . اشاعره به روش خود ، باز هم مخالفت ورزيده‌اند و روا داشته‌اند كه زمينگير را به پرواز در آسمان فرمان دهند « 3 » و ناتوان را به آفرينش موجودى چون خدا و نهادن پايى بر آسمان و پايى بر زمين امر كنند . از بىخردى ، بىدينى و گنهكارى ، همين بس كه آدمى چنين انديشه‌هايى را بپذيرد . رأى اشعريان اين است كه خداوند هيچ كس را جز به آنچه بيشتر از قدرتش است تكليف نمىكند . به پندار تو ، معتقد اين سخن در پيشگاه خداوند بزرگ چه پاسخى خواهد داشت ، آنگاه كه از او مىپرسد ، چرا به چنين رأيى باور داشتى و قرآن عزيز را انكار نمودى كه فرموده بود : « خداوند هيچ كس را جز به اندازه طاقتش مكلف نمىكند . » « 4 » 5 . فعل ، سزاوار تحسين و ثواب باشد و گر نه بيهودگى و ستم بر خداوند لازم مىآيد .
هامش
( 1 ) . رأى ايشان برخاسته از آن است كه تكليف فوق طاقت يا محال را صحيح مىدانند . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . شرح عقايد و حاشيه كستلى بر آن ، ص 124 و تفسير روح المعانى ج 3 ص 61 . ( 4 ) . بقره : 286 .