مسأله مخالفت ورزيدهاند و به گروههايى تقسيم شدهاند . معمر « 1 » پنداشته است كه بنده جز اراده ، فعلى ندارد و آنچه بعد فراهم مىآيد ، از طبع محل است . برخى از معتزله گفتهاند : بنده جز فكر ، فعلى ندارد . « 2 » نظام « 3 » گفته است كه بنده جز آنچه در محل قدرتش است ، فعلى ندارد و آنچه در مجاورت محل قدرت است به طبع محل مىباشد . اشاعره بر آنند كه متولد ، فعل خداست . « 4 »
همه اين افراد و گروهها با امر ضرورى كه نزد هر عاقلى هويداست ، مخالفت كردهاند . ما ستايش و سرزنش بر فعل متولد ( مانند كتاب و ساختن و كشتن ) را چون فعل مباشر صواب مىدانيم . پسنديده بودن مدح و ذم ، فرع آگاهى ما به اين امر مىباشد كه عمل از ما صادر شده است . هر كس نيكو بودن ستايش نويسنده و بنايى را كه در حرفهء خود مهارت دارند ، انكار كند ، مقتضى عقل خود را انكار كرده است .
تكليف
در ميان مسلمانان اين امر مورد اتفاق است كه خداوند متعال بندگان خود را به انجام طاعتها و دورى از گناهان تكليف فرموده و تكليف پيشتر از فعل است .
اشاعره مذهب شگفتآور و ناشناختهاى برگزيدهاند و تكليف به عمل را در حالت عمل ، نه پيش از آن ، دانستهاند . « 5 » از اين پندار ، محالاتى لازم مىآيد .
1 . تكليف به نامقدور ؛ زيرا فعل در حال تحقق ، واجب است و واجب مقدور نيست .
هامش
( 1 ) . الملل و النحل ج 1 ص 67 ، او از رهبران معتزله است .
( 2 ) . اين رأى از ثمامه بن اشرس ، در گذشته به سال 213 است . ( بنگريد به الفرق بين الفرق ص 103 و الملل و النحل ج 1 ، ص 71 ) .
( 3 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 55 .
( 4 ) . الملل و النحل ، ج 1 ، ص 98 ، الفصل ابن حزم ، ج 5 ، ص 59 .
( 5 ) . فضل گفته است : چون اشاعره بر آن شدهاند كه قدرت با فعل است و تكليف جز در حال قدرت نيست پس تكليف با فعل است . همچنين بنگريد به الملل و النحل ، ج 1 ، ص 96 .